گزيده حكمت نامه پيامبر اعظم صلّي الله عليه و آله و سلّم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٤٨
٥ / ٩ . غَزوَةُ حُنَينٍ
الكتاب
« لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِى مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنكُمْ شَيْـئا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الأَْرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُم مُّدْبِرِينَ * ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَ لِكَ جَزَآءُ الْكَـفِرِينَ * ثُمَّ يَتُوبُ اللَّهُ مِن بَعْدِ ذَ لِكَ عَلَى مَن يَشَآءُ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ » . [١]
الحديث
٢٨٥٧.كنز العمّال عن أبي إسحاق : قالَ رجلٌ للبَراءِ : هَل كُنتُم وَلَّيتُم يومَ حُنَينٍ يا أبا مارَّةَ [٢] ؟ قالَ : أشهَدُ علَى النبيِّ صلى الله عليه و آله أنَّهُ ما وَلّى ، ولكنِ انطَلَقَ أخفاءٌ مِن الناسِ ، وحُشِرَ إلى هذا الحَيِّ مِن هَوازنَ وهُم قَومٌ رُماةٌ ، فَرَمَوهُم بِرَشقٍ مِن نَبلٍ كأنّها رجلٌ مِن جَرادٍ فَانكَشَفُوا ، فَأقبَلَ القَومُ إلى رسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله وأبو سُفيانَ بنُ الحارثِ يَقُودُ بَغلَتَهُ ، فَنَزَلَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله فَاستَنصَرَ ودَعا وهُو يقولُ : أنا النبيُّ لا كَذِبْ أنا ابنُ عبدِ المُطَّلِبْ اللّهُمّ أنزِلْ نَصرَكَ . قالَ : واللّه ِ إذا احمَرَّ البَأسُ نَتَّقِي بهِ ، وإنَّ الشُّجاعَ الذي يُحاذِي بهِ . [٣]
٥ / ٩ . جنگ حُنَين
قرآن
«قطعاً خداوند، شما را در مواضع بسيارى يارى كرده است، و [ نيز ] در روز حُنَين، آن هنگام كه شمارِ فراوانتان شما را به شگفت آورده بود؛ ولى به هيچ وجه از شما دفع [ خطر ]نكرد، و زمين با همه فراخى بر شما تنگ گرديد. سپس در حالى كه پشت [به دشمن ]كرده بوديد، برگشتيد. آن گاه، خدا آرامش خود را بر فرستاده خود و بر مؤمنان فرود آورد، و سپاهيانى فرو فرستاد كه آنها را نمى ديديد، و كسانى را كه كفر ورزيدند، عذاب كرد و سزاى كافران، همين بود. سپس خدا بعد از اين [ واقعه ]، توبه هر كس را بخواهد، مى پذيرد؛ و خدا آمرزنده مهربان است» .
حديث
٢٨٥٧.كنز العمّال ـ به نقل از ابو اسحاق ـمردى به براء گفت : اى ابو مارّه! [٤] آيا در جنگ حُنَين گريختيد؟ او گفت : گواهى مى دهم كه پيامبر صلى الله عليه و آله نگريخت؛ بلكه مسلمانان، شتابان و بى زره به سوى اين تيره هَوازِن، كه مردمانى تيرانداز بودند، ره سپار شدند. آنان، مسلمانان را تيرباران كردند، به طورى كه انبوه تيرهاى آنان، همچون هجوم دسته هاى ملخ بود. لذا مسلمانان پراكنده شدند و گريختند. دشمن به طرف پيامبر خدا هجوم آوردند، در حالى كه ابو سفيان بن حارث، لگام اَستر پيامبر صلى الله عليه و آله را گرفته بود. پيامبر خدا، از استر فرود آمد و از خداوند، طلب نصرت كرد و دعا نمود و مى گفت : «من، پيامبر هستم و اين، دروغ نيست . من پور عبد المطّلبم. خدايا! نصرت و يارى ات را فرو فرست» . براء مى گويد : به خدا سوگند، هر گاه جنگ شدّت مى گرفت، ما خود را در پناه پيامبر صلى الله عليه و آله قرار مى داديم و كسى كه به موازات او مى ايستاد، به راستى شجاع بود.
[١] التوبة : ٢٥ ـ ٢٧ .[٢] هكذا في المصدر، و الصحيح في كنيته «أبو عمارة» راجع: اُسد الغابة : ج ١ ص ٣٦٢ و الاستيعاب: ج ١ ص ٢٣٩.[٣] كنز العمّال : ج ١٠ ص ٥٣٩ ح ٣٠٢٠٦.[٤] در مصدر چنين آمده ؛ ليكن كنيه صحيح او چنان كه در اُسد الغابة آمده، ابو عماره است .