گزيده حكمت نامه پيامبر اعظم صلّي الله عليه و آله و سلّم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٤١
الفصل الخامس : غزوات النّبيّ صلى الله عليه و آله
٥ / ١ . غَزوَةُ بَدرٍ الكُبرى
الكتاب
« وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ * إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيَكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلَـثَةِ ءَالَـفٍ مِّنَ الْمَلَئِكَةِ مُنزَلِينَ » . [١]
الحديث
٢٨٤١.الأمالي للطوسي عن ابن عبّاس : وَقَفَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله علَى قَتلى بدرٍ فقالَ : جَزاكُم اللّه ُ مِن عِصابَةٍ شَرّا ، لقد كَذَّبتُموني صادِقا ، وخَوَّنتُم [٢] أمينا . ثُمّ التَفَتَ إلى أبي جَهلِ بنِ هِشامٍ فقال : إنّ هذا أعتى علَى اللّه ِ مِن فِرعَونَ ، إنّ فِرعَونَ لَمّا أيقَنَ بالهَلاكِ وَحَّدَ اللّه َ، وإنّ هذا لمّا أيقَنَ بالهَلاكِ دَعا بِاللاّتِ والعُزّى! [٣]
٢٨٤٢.كنز العمّال عن عمر بن الخطّاب: لَمّا كانَ يومُ بَدرٍ نَظَرَ النبيُّ صلى الله عليه و آله إلى أصحابِهِ وهُم ثلاثُمِائةٍ ونَيِّفٌ ، ونَظَرَ إلَى المشركينَ فإذا هُم ألفٌ وزِيادَةٌ ، فَاستَقبَلَ النبيُّ صلى الله عليه و آله القِبلةَ ومَدَّ يَدَيهِ وعلَيهِ رِداؤهُ وإزارُهُ ، ثُمّ قالَ : اللَّهُمَّ أنجِزْ ما وَعَدتَني ، اللَّهُمَّ أنجِزْ ما وَعَدتَني ، اللَّهُمَّ إنّك إن تُهلِكْ هذهِ العِصابةَ مِنَ الإسلامِ فلا تُعبَدْ في الأرضِ أبدا ... وأنزَلَ اللّه ُ تعالى عندَ ذلكَ «إذ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكم فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّى مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلَئِكَةِ مُرْدِفِينَ » . [٤]
فصل پنجم : جنگ هاى پيامبر صلى الله عليه و آله
٥ / ١ . جنگ بدرِ بزرگ
قرآن
«و يقيناً خداوند، شما را در [ جنگ ] بدر ـ با آن كه ناتوان بوديدـ يارى كرد. پس، از خدا پروا كنيد، باشد كه سپاس گزارى نماييد. آن گاه كه به مؤمنان مى گفتى: «آيا شما را بس نيست كه پروردگارتان، شما را با سه هزار فرشته فرودآمده، يارى كند؟»» .
حديث
٢٨٤١.الأمالى ، طوسى ـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر خدا، بالاى سرِ كشتگان بدر ايستاد و فرمود : «خداوند با گروهى اندك، كيفرتان داد. شما، منِ راستگو را دروغزن شمرديد و منِ امين را خائن پنداشتيد». آن گاه، رو به [جنازه ]ابوجهل بن هشام كرد و فرمود : «اين مرد در برابر خدا از فرعون سركش تر بود؛ زيرا فرعون، وقتى يقين كرد كه در چنگال مرگ گرفتار آمده است، به يگانگى خدا ايمان آورد؛ امّا اين مرد، هنگامى هم كه يقين كرد كه به هلاكت مى رسد، باز هم لات و عزّا را خواند».
٢٨٤٢.كنز العمّال ـ به نقل از عمر بن خطّاب ـ: در روز بدر، پيامبر صلى الله عليه و آله به ياران خود نگريست كه سيصد و چند تن بودند و به مشركان نگاه كرد و ديد كه بيش از هزار نفرند. پس در حالى كه ردا و اِزارى بر تن داشت، رو به قبله ايستاد و دست هايش را به جانب آن كشيد و گفت : «بار خدايا! وعده اى را كه به من داده اى، عملى گردان. بار خدايا! وعده اى را كه به من داده اى، عملى گردان. بار خدايا! اگر اين گروه را از اسلام بگيرى، ديگر هرگز بر روى زمين، پرستش نخواهى شد...» . در اين هنگام، خداوند متعال، آيه «آن گاه كه از پروردگارتان يارى مى خواستيد، پس دعاى شما را اجابت كرد كه : «من، شما را با هزار فرشته پياپى، يارى خواهم كرد»» را نازل فرمود.
[١] آل عمران : ١٢٣ و ١٢٤.[٢] في كنز العمّال : ج ١٠ ص ٣٧٦ ح ٢٩٨٧٣ «جزاكم اللّه عنّي من عصابة شرّا ، لقد خوّنتموني أمينا ، وكذبّتموني صادقا».[٣] الأمالي للطوسي : ص ٣١٠ ح ٦٢٦ .[٤] كنز العمّال : ج ١٠ ص ٣٩٢ ح ٢٩٩٣٩.