گزيده حكمت نامه پيامبر اعظم صلّي الله عليه و آله و سلّم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٩٥
سه . تداوم شب قدر
بررسى آيات سوره قدر و تأمّل در احاديث ، نشان مى دهند كه شب قدر ، ويژه زمان نزول قرآن و دوران پيامبر صلى الله عليه و آله نيست؛ بلكه هميشگى است و از آغاز آفرينش انسان بوده و تا پايان جهان و وجود انسان در آن ، تداوم خواهد داشت .
چهار . تعيين شب قدر
قرآن كريم ، نزول قرآن را در ماه رمضان مى داند: « شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِى أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْءَانُ ؛ ماه رمضان ، ماهى است كه قرآن ، در آن نازل شده است» و از سوى ديگر ، با صراحت ، نزول آن را در شب قدر مى داند: « إِنَّـآ أَنزَلْنَـهُ فِى لَيْلَةِ الْقَدْرِ ؛ ما آن را در شب قدر ، نازل كرديم» . مقتضاى جمع ميان اين دو آيه ، آن است كه شب قدر ، حتما در ماه رمضان باشد . اين ، در حالى است كه در احاديث اهل سنّت ، در بيان اين كه شب قدر ، كدام شب از شب هاى ماه رمضان است ، اختلافات فراوانى است ، به گونه اى كه جمع ميان آنها ممكن نيست. احاديثى كه از اهل بيت عليهم السلام در تعيين شب قدر نقل شده اند ، به پنج دسته قابل تقسيم اند: دسته اوّل . احاديثى كه شب قدر را در دهه آخِر ماه رمضانْ تعيين مى كنند. دسته دوم . احاديثى كه : شب قدر را يكى از سه شبِ: نوزدهم ، بيست و يكم و بيست و سوم مى دانند . [١] دسته سوم . احاديثى كه مى گويند: شب قدر ، در يكى از دو شبِ بيست و يكم و بيست و سوم است. [٢] دسته چهارم . احاديثى كه شب بيست و سوم را به طور معيّن ، شب قدر مى دانند. دسته پنجم . احاديثى كه دلالت مى كنند بر اين كه شب هاى: نوزدهم ، بيست و يكم و بيست و سوم ، هر كدام به گونه اى در تعيين سرنوشت انسان ها و امور آنان ، نقش دارد؛ ولى نقش اساسى و نهايى ، مربوط به شب بيست و سوم است. تأمّل در اين پنج دسته از احاديث ، نشان مى دهد كه نه تنها ميان آنها تعارضى نيست ، بلكه آنها مؤيّد يكديگرند. توضيح اين كه ، از ديدِ احاديث اهل بيت عليهم السلام و شمار قابل توجّهى از احاديث اهل سنّت ، شب قدر ، شب بيست و سوم است. از اين رو ، ابن بابويه صدوق (م ٣٨١ ق) مى گويد : بزرگان شيعه ، درباره شب قدر ، همه يك سخن اند كه: آن ، شب بيست و سوم ماه رمضان است . [٣]
[١] ر . ك : المصنّف ، عبد الرزاق : ج ٤ ص ٢٥١ ح ٧٦٩٦، كنز العمّال: ج ٨ ص ٥٣٩ ح ٢٤٠٥٧؛ مجمع البيان : ج ١٠ ص ٧٨٧ .[٢] ر . ك : الكافى : ج ٤ ص ١٥٦ ح ١ و ٢، تهذيب الأحكام: ج ٣ ص ٥٨ ح ٢٠٠ و ٢٠١، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج ٢ ص ١٥٩ ح ٢٠٢٩، الأمالى ، طوسى: ص ٦٨٩ ح ١٤٦٦ وص ٦٩٠ ح ١٤٦٧، بحار الأنوار: ج ٩٧ ص ٤.[٣] الخصال : ص ٥١٩ ح ٧ ، بحار الأنوار : ج ٩٧ ص ١٦ ح ٣١ .