گزيده حكمت نامه پيامبر اعظم صلّي الله عليه و آله و سلّم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٣٦
تحليلى درباره ممنوعيت دعا كردن در حقّ مشركان و كافران و ستمگران
مشركان و كافران و ستمگران ، به عنوان كسانى كه دعا كردن در حقّ آنان شايسته نيست، معرّفى شده اند . پرسشى كه در اين باره قابل طرح است، اين است كه دعا در حقيقت، خيرخواستن از خدا براى ديگران است . بنا بر اين، چه مانعى دارد كه مسلمان، حتّى براى كسانى كه با او هم عقيده نيستند، و نيز براى انسان هاى كافر و ستمگر، خيرخواهى كند ؟ پاسخ اين پرسش ، اين است كه به طور كلّى، كسانى كه گرفتار انحرافات اعتقادى و عملى هستند، به دو دسته تقسيم مى شوند : دسته اوّل ، مستضعفان اند ؛ يعنى كسانى كه به دليل ناآگاهى و نبود ابزار و امكانات لازم جهت شناسايى حق و پيروى از آن، دچار انحراف شده اند . دسته دوم ، معاندان اند؛ يعنى كسانى كه حق را مى شناسند و آگاهانه، به دليل هوسرانى و برترى جويى ، با آن مخالفت مى كنند ، و يا به ابزار و موقعيت شناسايى حق، دسترسى دارند ؛ ليكن بدان بى اعتنايى مى كنند و بر باطل مى مانند . در مورد دسته اوّل ، نه تنها دعا براى هدايت آنها ممدوح است؛ بلكه هرگونه تلاش براى آگاه سازى و تعليم و تربيت آنها ضرورى است. لذا پيامبر خدا، با آن همه آزارهايى كه از قوم خود ديد، براى هدايت آنها دعا مى كرد و مى گفت : اللّهُمَّ اهدِ قَومى فَإِنَّهُم لا يَعلَمونَ . [١] خداوندا قوم مرا راه نمايى كن؛ زيرا آنان نادان اند . و امّا معاندان ، نه تنها دعا براى آنان ممدوح نيست؛ بلكه مذموم و ممنوع است ؛ بلكه نفرين فرستادن بر آنان، لازم و ضرورى است ؛ زيرا دعا كردن در حقّ معاندان با حق و عدل ، اگر براى دنياى آنها (مانند سلامت و طول عمرشان) باشد ، در واقع ، براى گسترش كفر و شرك و ظلم و فساد در زمين است . و اگر دعا ، براى هدايت آنها باشد ، بى فايده است ؛ زيرا آنها قابليت هدايت ندارند و چنين دعايى ، چه بسا تبعات سياسى ـ اجتماعى زيانبارى نيز داشته باشد . بر اين اساس ، اولياى خداوند ، نه تنها براى حاميان باطل و دشمنان حق و عدالتْ دعا نمى كردند؛ بلكه گاه آنان را نفرين مى كردند .
[١] الخرائج و الجرائح: ج ١ص ١٦٤ ح ٢٥٢ ؛ تاريخ دمشق : ج ٦٢ ص ٢٤٧ .