گزيده حكمت نامه پيامبر اعظم صلّي الله عليه و آله و سلّم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٥
عقب مانده ذهنى ، مؤثّر است . در اين گونه موارد ، مسئوليت ناكامى اين گونه افراد ، مستقيما متوجّه انسان هاى آگاه است و بر خداوند متعال ، ايرادى وارد نيست .
٤ . حكمت هاى ناشناخته
افزون بر عواملى كه درباره ناكامى هاى مستضعفانْ بِدانها اشارت رفت، چه بسا حكمت هاى نهفته اى وجود دارند كه بر ما مجهول اند و اگر راز آنها گشوده شود ، مشخّص مى گردد كه آنچه به وقوع پيوسته ، عين عدل و حكمت است، چنان كه در جريان همراهى موسى عليه السلام با خضر عليه السلام ، هنگامى كه خضر عليه السلام پسر بچّه به ظاهرْ بى گناهى را كُشت ، موسى عليه السلام به شدّت به وى اعتراض كرد كه : «أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةَ بِغَيْرِ نَفْسٍ لَّقَدْ جِئْتَ شَيْـئا نُّكْرًا . [١] آيا شخص بى گناهى را بدون اين كه كسى را به قتل رسانده باشد ، كشتى؟ واقعا كارناپسندى مرتكب شدى» . آن گاه خضر عليه السلام براى بيان اين كه كارش صحيح و حكيمانه بوده است، مى گويد : «وَ أَمَّا الْغُلَـمُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَـنًا وَ كُفْرًا * فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَارَبُّهُمَاخَيْرًا مِّنْهُ زَكَوةً وَ أَقْرَبَ رُحْمًا . [٢] و امّا نوجوان ، پدر و مادرش ، [ هر دو ]مؤمن بودند . پس ترسيديم [ مبادا ] آن دو را به طغيان و كفر بكشاند . پس خواستيم كه پروردگارشان ، آن دو را به پاك تر و مهربان تر از او عوض دهد» . بنا بر اين با توجّه به محدوديت علم انسان درباره راز هستى، با نگاه سطحى نمى توان ناكامى هاى مستضعفان را بر خلاف عدل و حكمت دانست . اين ، در حالى است كه خداوند متعال ، ناكامى هاى مستضعفان را ـ كه خود ، هيچ نقشى در آنها ندارند ـ در جهان ديگر ، جبران خواهد نمود .
[١] كهف : آيه ٧٤ .[٢] كهف : آيه ٨٠ و ٨١ .