بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٣٠٥ - انگيزههاى غرور طالبان علم
و تكون عقيدته كخيط مرسل فى الهواء تفيئه الرّيح مرّة هكذا و مرّة هكذا و مع ذلك يظنّ بغروره انّه اعرف النّاس و اعلمهم باللّه و بصفاته؛ [١]عالم مغرورى كه هدف او در فراگيرى آداب مناظره، برترىجويى بر ديگران است و از مذهب و عقيده خاصى اطلاع كافى ندارد و از عمق و ثبات قدم برخوردار نيست، عقيده چنين كسى مانند رشته نخى است كه در هوا رها شده و باد آن را به اينسو و آنسو مىبرد؛ بااينحال، چون غرور دارد، خود را از داناترين مردم و آگاهترين آنها به خدا و صفات او مىداند. چنين افرادى عقيدهء ثابتى ندارند فقط خوب مىتوانند اشكالتراشى كنند. آنها هميشه در صدد هستند ديگران را مغلوب سازند و چنين وانمود كنند كه ما غالب شديم و از ديگران برتر هستيم.
دسته ديگر از عالمان مغرور كسانىاند كه به علم نحو و لغت و شعر و منطق اكتفا و عمرشان را در آنها صرف كردهاند. آنها چنين مىپندارند كه علم دين و دانش و حكمت منحصر به اينها است و بدين جهت، دچار غرور شدهاند.
برخى ديگر از اهل علم كه مغرور شدهاند، تنها به علم فقه و معاملات و يا قضاوت بين مردم بسنده مىكنند و به كارهاى اجرايى مشغول مىشوند. اين دسته از فراگيرى علوم عقايد و اخلاق دورى مىكنند و به خودسازى و پاك ساختن قلب از صفات و اخلاق ناپسند نمىپردازند.
و عدهاى از اهل علم، در تحصيل مسائل عبادى به درجه كمال رسيدهاند، اما علم الهى و اخلاق اسلامى را رها كرده و ظاهر و باطن خود را از معاصى حفظ نكرده و قلب و باطن خود را به طاعات، آباد نساختهاند.
آخرين گروه از اهل علم كه مبتلا به آفت غرور مىشوند، كسانىاند كه به طور عميق به همه علوم عقلى و شرعى پرداختهاند، اما عمل را كنار گذاشتهاند و يا بر طاعتهاى ظاهرى (نماز و روزه و...) مواظبت دارند، ولى صفات قلب
[١] نهج البلاغه، فيض الاسلام، كلمات قصار ٣٩٥.