بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٩٨ - علم عامل غرور
دربارهء آن قضاوت كرد و هر علمى براى خودش اصطلاحاتى دارد. استاد حسن زاده آملى در درس اشارات مىفرمود: هنر آن است كه انسان سخن ديگران را بفهمد، وگرنه رد كردن بدون اطلاع هنر نيست. [١]
مىگويند طلبهاى در نجف اشرف در كنار مرقد مطهر امام على (ع) صد يا هزار مرتبه مىگفته: اللهمّ العن ملاّ محسن فيض. روزى مرحوم ملا محسن فيض - كه از محدثان و فقها و عرفاى عصر خود بود در كنار مرقد حضرت على (ع) متوجه اين شخص مىشود و از او مىپرسد اين فيض مگر چه گفته و چه حرفى زده است كه تو او را لعن مىكنى؟ مىگويد: ايشان معتقد به وحدت واجب الوجود است. اين طلبه بدون اينكه فلسفه خوانده باشد كه بداند وحدت واجب الوجود به چه معناست، گمان مىكرد كه وحدت واجب الوجود، يعنى خداوند با موجودات ديگر يكى است و با آنها متحد است كه بشود متعدد و ممكن الوجود، در حالى كه نمىداند اين جمله به معنى يگانگى خداوند در وجود، در ذات و صفات است و صفات خداوند عين ذات او است و بين ذات و صفات حق تعالى غيريت و دوگانگى نيست. خدايى كه وجودش ضرورى است و حالت امكانى ندارد وجودش واحد است و كثرت عددى و اجزايى ندارد و واجب الوجود بالذات فقط اوست.
آرى، بسيارى از قضاوتهايى كه درباره ديگران و يا نظريات آنها مىشود، از همين قبيل است. تا زمانى كه مقصود و منظور گوينده و نويسنده صددرصد معلوم نشود، نمىشود درباره صحت و سقم آن قضاوت كرد و به قول علماى منطق، تا وقتى موضوع و محمول خوب تصور و معلوم نشود، تصديق آن قضيه، سطحى و نادرست است. يك روز قبل از پيروزى انقلاب كه در درس امام خمينى (ره) بوديم، صحبت از افلاطون شد. شخصى كه خيلى اشكالتراشى مىكرد گفت
[١] مطلب فوق را ايشان در ضمن تدريس اشارات و تنبيهات بو على سينا مىفرمودند. م - خ