بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٣٦ - اخلاق نسبى و هرجومرج
معيارى براى اخلاقى بودن يك فعل خارج از وجود انسان در كار نيست ايشان قائل به نسبيّت اخلاق است و مىگويد هركس كارى را انتخاب كند معنايش اين است كه آن كار خوب است. [١]
نتيجه: انسانها داراى فطرت واحدى هستند و اگر عملى براى يك انسان فضيلت و كمال يعنى رشد فطرى در جهت قرب الهى باشد، براى همه انسانها فضيلت و كمال محسوب مىشود بنابراين ارزشهاى اخلاقى ريشه در فطرت انسان دارند و چون فطرت در همه انسانها مشترك است ارزشهاى اخلاقى نيز در همه موارد در همه زمانها و مكانها يكسان است و اين همان مطلق بودن اصول اخلاقى است و به عنوان مثال عدالت و نيكى و تقوا در هر جامعهاى مورد تأييد است و علت اينكه بعضى مكاتب ارزشهاى اخلاقى را نسبى و تابع شرايط زمان و مكان و افراد مىدانند، اين است كه اولا براى انسان فطرت الهى واحد معتقد نيستند و ثانيا به وجود خدا به عنوان يگانه مقام صالح براى قانونگذارى اعتقاد ندارند، و اعتقاد به نسبى بودن اخلاق ناديده گرفتن فضايل و رذايل اخلاق و شانه خالى كردن از تكاليف و هرجومرجطلبى و دست زدن به هر عملى به دلخواه خود است.
[١] براى توضيح بيشتر ر. ك: تفسير الميزان، انتشارات دار الكتب، چاپ ايران، ج ١، ص ٣٧٩؛ تعليم و تربيت در اسلام، شهيد آيت الله مطهرى، گفتار ششم و هفتم و هشتم، ص ٢٢٦ و ٩٤ و...