بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٩٦ - علم خدا به مصالح بشر
ناچاريم تسليم محض باشيم و بسوزيم و بسازيم.
مىگويند چوپانى كه تعداد زيادى از گوسفندان خود را بر اثر حمله گرگها و دزدها و سيلاب از دست داده بود، در مقام مناجات مىگويد: تو خدا شدهاى و ما چوپان؛ اگر ما به جاى تو بوديم و اين كار را بر سر تو مىآورديم، ريش ما را مىتراشيدى:
ارم بيدم خدا و تو لُر بيدى ريش ما را تو مىتراشيدى
قرآن مجيد اين منطق را محكوم مىكند و مىفرمايد: {/و اللّهُ يعْلمُ و أنْتُمْ لا تعْلمُون؛/[١] خداوند مصالح شما را مىداند و شما نمىدانيد و سطحى قضاوت مىكنيد. رحمت خداوند شامل همه جهانيان است و او خير آنها را مىخواهد.
گاهى خداوند مىفرمايد اگر نصرت خدا را باور نداريد، خود را امتحان كنيد و بدانيد مكر و كيدتان نمىتواند شما را نجات دهد و به ناچار بايد خود را به كشتن بدهيد و افتخار كنيد. مىفرمايد:
منْ كان يظُنُّ أنْ لنْ ينْصُرهُ اللّهُ فِي الدُّنْيا و الْآخِرةِ فلْيمْدُدْ بِسببٍ إِلى السّماءِ ثُمّ لْيقْطعْ فلْينْظُرْ هلْ يُذْهِبنّ كيْدُهُ ما يغِيظُ؛ [٢] هركس گمان مىكند هرگز خدا او را در دنيا و آخرت يارى نخواهد كرد، پس طنابى به سوى آسمان بكشد و خود را به آن بياويزد، سپس آن طناب را قطع كند. آنگاه بنگرد آيا مكر و تدبير او مىتواند خشم و غضب خود را از بين ببرد؟
دربارهء ضمير «ينصره» چند احتمال وجود دارد: ممكن است ضمير به پيامبر (ص) برگردد. در اين صورت، آيه بدين معنى مىشود: هركس مىپندارد كه خدا، پيامبر (ص) خويش را يارى نمىكند، گردن خود را با ريسمان به سقف درآويزد و خود را از شدت خشم بكشد. سپس بنگرد آيا حيله
[١] نور (٢٤) آيهء ١٩.
[٢] حج (٢٢) آيهء ١٥.