بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٦٦ - عقل بسيط و عقل تفصيلى
در هر صورت، چه علم از قبيل ارتسام صورت در ذهن باشد و چه از قبيل اتحاد عاقل به معقول، اخلاق از سنخ و نوع علم است؛ منتها علم ثابت. آنگاه هرچه درباره علم گفته شد، درباره اخلاق هم مطرح مىشود؛ مانند اينكه آيا اخلاق عرض و كيف نفسانى است و يا اينكه تكامل در جوهر و ذات نفس است. هركدام كه باشد، نتيجهاش اين است كه اخلاق همانند رنگآميزى موقت نيست؛ بلكه تأثير آن بر نفس بهگونهاى است كه كمكم شخص متعلّق به اخلاق نيكو، از مربّى بىنياز مىگردد و خلق و خوهاى پسنديده براى او صفت راسخ و به اصطلاح ملكه مىشود كه كارهاى نيك از او به راحتى و با ميل و اشتياق و داوطلبانه سر مىزند.
پس يكى از كليات علم اخلاق اين است كه اخلاق عبارت است از علوم ثابت و راسخ كه منشأ اعمال خير مىشوند، آن هم با سهولت و آسانى و با ميل و رغبت.
عقل بسيط و عقل تفصيلى
در فلسفه ضمن مباحث عاقل و معقول مىگويند عقل بر دو قسم است: ١. بسيط؛ ٢. تفصيلى.
پيش از توضيح اين دو اصطلاح، مثالى مىزنم: مثلا از شما كه علم نحو خواندهايد، مىپرسند اعراب فاعل چيست؟ فورا در ذهن شما مىآيد كه: الفاعل مرفوع، و اگر دربارهء حركت مفعول سؤال كنند، جواب مىدهيد: المفعول منصوب. در اينجا شما دو علم جداگانه داريد: يكى قضيّهء «الفاعل مرفوع» و يكى «المفعول منصوب». و يا اگر از دكتر بپرسيد كه اندازه معمول فشار خون تا چه اندازه است؟ جواب مىدهد: برحسب تفاوت سنّ اشخاص، بين ١٤ و ١٥ متغير است، و باز مىپرسيد براى بيمارى قند، چه چيزى بد است؟ مىگويد: چربى و شيرينى زياد. اينها نيز دو علماند و از يكديگر جدا