بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٥٥ - معناى «ما سوّاها»
مال دنياست و براى زندگى دنيوى، خود را به عذاب و مشقت مىاندازد و زير دستان خود را هم مىآزارد، و يا كسى كه طمع دارد و چشم او به دست مردم است، قطع نظر از آخرت، در همين دنيا ذليل است؛ اما كسى كه قناعت دارد و به كم قانع باشد، فردى است آزاده كه سربلند زندگى مىكند. به قول سعدى:
گنج آزادگى و كنج قناعت، گنجى است كه به شمشير ميسّر نشود سلطان را
بههرحال، چه اعتقاد به آخرت و ثواب و عقاب داشته باشيم يا نداشته باشيم، اخلاق زشت و ناپسند، انسان را رنج مىدهد، و اثر خلق و خوى نيك، حتى در همين دنيا باعث كاسته شدن فشار زندگى و رنج روح مىشود و چه بسا از فشارهاى جسمى او هم بكاهد.
معناى «ما سوّاها»
اكنون به مطلب گفتار اول بازمىگرديم. خداوند مىفرمايد: و نفْسٍ و ما سوّاها؛ قسم به نفس و تسويه آن.
در اينجا براى اهميت مطلب واو قسم آمده است. در كلمهء «ما» علماى تفسير دو احتمال دادهاند:
يكى اينكه ما مصدريه باشد و كلمهء سوّيها تأويل به مصدر شود؛ يعنى قسم به نفس و تسويه و متعادل قرار دادن آن. خداوند قواى نفس انسان را از جهت خلقت ظاهرى و باطنى، معتدل قرار داده و هماهنگ و متناسب با قواى نفس آفريده است و چون اين اعتدال بسيار ارزشمند است، خداوند به آن قسم ياد مىكند. وقتى مطلبى براى ما اهميت داشته باشد، به آن قسم مىخوريم و عنايت خود را به آن مىفهمانيم؛ زيرا مىخواهيم مخاطب آن را از ما بپذيرد. مثلا در برخى آيات خداوند به اسبهاى دونده قسم ياد مىكند؛ چون اينها در جنگ به كار مىروند و خداوند براى اهميت جنگ مىفرمايد: ـ