بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٥٠ - لذت و رنجش روح
خداوند مىفرمايد: كسى كه نفس را از آلودگيها و بديها پاك كرد و آن را به گونهاى شايسته رشد و نموّ داد، رستگار و سعادتمند است. در مقابل، از تربيت صحيح و رستگارى محروم شد، كسى كه دسّ در نفس كرد؛ يعنى ناخالصى را وارد آن كرد. هنگامى كه روغن ناخالص با روغن مرغوب و خالص مخلوط شود، مىگويند دس شده است. دسّ در نفس نيز به اين معناست كه انسان حقيقت خالص و ناب وجود خود را به امورى آلوده كند كه شايسته مقام عالى انسانى نيست و او را به مرتبه پست حيوانى مىكشاند.
اين آيات، اهميت تزكيه و تربيت نفس را، كه گوهره و حقيقت انسان است، بيان مىكنند و هشدار مىدهند كه آلوده كردن نفس به آنچه كه در شأن و شايستهء كرامت انسان نيست، او را از مراتب الهى، به مراتب پست حيوانى سوق مىدهد.
لذت و رنجش روح
از ديرباز يكى از بحثهاى متداول ميان فلاسفه در حكمت عملى، بحث پاكسازى نفس از اخلاق نادرست و ناپسند بوده است. فلاسفه حكمت را كه علم به حقايق اشياست، به حكمت نظرى (الهيات، طبيعيّات و رياضيّات) و حكمت عملى (تهذيب نفس، سياست مدن و تدبير منزل) تقسيم كردهاند. مقصود از حكمت نظرى، امورى است كه شايسته است انسان به آنها معرفت پيدا كند: ما ينبغى ان يعلم؛ يعنى چيزى كه دانستن آن سزاوار است؛ اما حكمت عملى مربوط به امورى است كه شايسته است مورد عمل قرار گيرند و در زندگى به كار گرفته شوند (ما ينبغى ان يعمل) [١]. امروزه حكمت عملى، به «علم به بايدها و نبايدها» تعبير مىشود.
[١] منظومه حكمت، غرر فى العقل النظرى و العقل العملى.