بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٤٩ - اخلاق شايسته و ناشايسته
گاهى اين مقدمات بسيار سريع و بدون توجه انجام مىشود و در واقع، در نفس انسان هست، ولى او به آنها توجه ندارد؛ مثلا نفس كشيدن ما با اراده است. ازاينرو، اگر سر خود را زير آب كنيم، چون در آنجا نفس كشيدن را به صلاح خود نمىدانيم، نفس خود را حبس مىكنيم. اين همان اراده است. همين نفس كشيدن در شرايط عادى با مقدماتى انجام مىشود كه قهرى است؛ هرچند مىتوان كارى كرد كه نفس كشيدن سرعت پيدا كند و يا كند شود.
اخلاق شايسته و ناشايسته يكى از كليات و ضوابط علم اخلاق، اخلاق شايسته و ناشايسته است. خداوند متعال در قرآن مجيد مىفرمايد:
{/و نفْسٍ و ما سوّاها `فألْهمها فُجُورها و تقْواها `قدْ أفْلح منْ زكّاها `و قدْ خاب منْ دسّاها؛/[١] سوگند به نفس ناطقه و تسويه و تعديل آنكه خداوند شرّ و خير نفس را به او الهام كرد. به تحقيق رستگار شد كسى كه نفس را تطهير كرد و آن را شايسته رشد داد و به راستى از سعادت محروم شد، كسى كه ناخالصى را وارد نفس كرد.
خداوند مىفرمايد: قسم به نفس و تسويهء آن (كه بنابر احتمالى در اينجا تسويه به معناى تعديل نفس است) و يا سوگند به نفس و ذات مقدس خداوند كه نفس را تعديل كرد و هماهنگ و موزون آفريد. خداوند به نفس الهام كرد كه چه امرى، فجور و پردهدرى و گناه و چه كارى تقوا و پاكدامنى است.
قدْ أفْلح منْ زكّاها: تزكيه به معنى تطهير و پاك كردن نفس، و نيز به معنى پرورش و رشد و تعالى آن به گونهاى شايسته و بايسته است. نفس همان حقيقت انسان است كه از آن در فارسى به «من» و «خودم»، و در عربى به «نفس» يا «انا» تعبير مىشود.
[١] شمس (٩١) آيات ٦-١٠.