بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٤٧ - قابليت تغيير و اصلاح اخلاق و ملكات
است»، هرچند درست است، اما انسان هرچه هم كه نااهل باشد، در مقام عمل مجبور نيست به مقتضاى نااهلى خودش عمل كند و قابل تربيت است. آن دسته از احاديثى هم كه دلالت ظاهرىاش اين است كه بعضى انسانها از اول و حتى در شكم مادرشان شقىاند، به معنى جبر و تغييرناپذيرى نيست و هرچه هست، در حد اقتضا و عليّت ناقصه است كه اگر عوامل تربيتى به كار گرفته شد و شرايط تأثير اخلاق طبيعى اقتضايى فراهم نشد، آن نااهلى اقتضايى و يا شرّ ذاتى نمىتواند تأثير منفى داشته باشد.
بلى، تربيت براى چنين اشخاصى معمولا كمتأثير است و معمولا نصيحتپذيرى اخلاق طبيعى، كم است؛ ولى درعينحال، قابل تعديل و كنترل و تربيت و اصلاح است و مىشود با ايجاد مانع، جلوى تأثير خلق طبيعى را گرفت تا عمل نادرستى انجام ندهد.
از آنچه گفتيم نتيجه مىگيريم كه:
[١] اخلاق ملكهاى است ثابت و نفسانى، كه باعث مىشود به آسانى افعال متناسب از انسان صادر شود.
[٢] ملكات و صفات نفسانى از سنخ علم و ادراك بسيط هستند.
[٣] غالب علماى اخلاق معتقدند، اخلاق امرى است قابل تغيير و اصلاحپذير كه با تربيت صحيح مىتوان آن را از عمل به مقتضايش بازداشت و بالعكس، اخلاق نيك هم اگر تحت تربيت غلط واقع شود، تبديل مىشود به اخلاق بد و ناپسند. بنابراين نفس انسانى در اثر معاشرت، مجالست، محيط اجتماعى، تعليم و تعلم، تحت تأثير قرار مىگيرد؛ حتى اخلاق طبيعى و غريزى نيز قابل تغيير است و اگرچه قابل زوال هم نباشد، اما قابل اصلاح است و انسان مىتواند خود را به گونهاى تربيت كند كه خلق طبيعى منشأ اعمال زشت نشود.