بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٧٥ - معناى خوف از خداوند
هر لحظه نگران هستيم كه گرفتار شويم. همچنان كه اگر در شهر حاكم عادلى باشد كه هيچ توصيه و پارتى در او اثر نمىكند و مردى قانونگراست و با همه زيردستان عادلانه رفتار مىكند. از سوى ديگر، حاكم عادل به قيمت اجناس، وضع بهداشت بيمارستانها، وضعيت مراكز آموزشى، بسيار حساس است و مىگويد در شهر نبايد كسى به كسى ظلم كند و هيچ تخلفى را تحمل نمىكند و به شدت همه امور را كنترل مىكند و متخلفان را به مجازات مىرساند و اينها همه از مظاهر عدالت آن رئيس عادل است به طورى كه اگر كسى بخواهد مرتكب تخلفى شود، ترس و وحشت دارد. در واقع، اين ترس از نادرست رفتن خود او است و به قول سعدى:
دزد از جفاى شهنه چه بيداد مىكشد سيلى به دست خويش زده بر قفاى خويش
شهنه به معنى شبگرد و پاسبانى است كه براى جلوگيرى از دزدى و ناامنى شبها در خيابانها مىچرخد. اگر شبگرد دزدى را ديد، او را مىگيرد و براى تحقيقات و مجازات به كلانترى مىبرد. اين دزد اگر بخواهد خيرهسرى كند، ممكن است يك سيلى هم بخورد كه در واقع، سيلى عدالت است. به قول سعدى، اين جفا و بيدادگرى شبگرد نيست؛ بلكه اين سزاى كار خلاف دزدست. ترسيدن چنين فردى به اين معنا نيست كه محيط، بد و ناامن است؛ بلكه عملكرد او منفى و با محيط ناهماهنگ است. عدالت خوب است اما براى اشخاصى كه بازار آشفته مىخواهند شيرين نيست و براى قانونشكنان خوشايند نمىباشد.
معناى خوف از خداوند
خداوند موجود خطرناكى نيست و خير محض و وجود محض است و هيچ اقتضاى بدى، از ناحيه او نيست. در بعضى دعاها آمده است كه:
الخير فى يديك و الشّرّ ليس اليك؛ خدايا، اصلا خير در دست توست و شر و بدى از ناحيه تو نيست.
اساسا يكى از اسماى خداوند، طبق آيه شريف قرآن، سلام است. در ـ