بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٦٨ - علت ذكر صفت «كريم»
ناديده بگيرد؟ پس اينكه خداوند قانونگذارى مىكند و به وسيله انبيا راه و بىراه به ما نشان مىدهد. به مقتضاى تربيت او است.
آيه مىگويد كه اى انسان، چرا مغرور شدى و مخالفت با خدا كردى؟ خدايى كه مربّى تو است و حتى امر و نهى از اين جهت است كه مربّى توست؟ آن خدايى كه در تمام مراحل خلقت، زير نظر خود، تو را خلق و تسويه و قوايت را هماهنگ و تعديل كرد و به آن شكل و شمايلى كه مصلحت مىدانست، درآورد. خداوند اختيار آفرينش خود را به مخلوقاتش نداده است؛ چنانكه در بعضى آيات قرآن مىفرمايد:
ما أشْهدْتُهُمْ خلْق السّماواتِ و الْأرْضِ و لا خلْق أنْفُسِهِمْ؛ [١] خداوند در خلقت آسمان و زمين و خود انسان او را گواه نگرفته كه تا بر كار او نظارت كند.
بعد مىفرمايد:
ما كُنْتُ مُتّخِذ الْمُضِلِّين عضُداً؛ من اينطور نبودهام كه از گمراهكنندگان كمك بگيرم.
اگر كار خلقت به دست انسانها و يا با شراكت آنها بود، آفرينش خوب از كار درنمىآمد و آنها در تشخيص مصلحت، گمراه و گمراهكنندهاند و خداوند به هرگونه كه خودش مصلحت بداند، تربيت مىكند:
فِي أيِّ صُورةٍ ما شاء ركّبك؛ [٢] تو را در هر صورتى خواست تركيب كرد.
در دعاى تعقيب نماز مىخوانيم:
الحمد لله الذّى يفعل ما يشاء و لا يفعل ما يشاء غيره؛ حمد و سپاس مخصوص خداوندى است كه هرچه را مشيّت و خواست او تعلّق گيرد، انجام مىدهد و در انجام دادن آن سستى نمىكند.
بنابراين آيهء {/«ما غرّك بِربِّك الْكرِيمِ»،/} نمىخواهد كريم بودن خدا را عذر
[١] كهف (١٨) آيهء ٥١.
[٢] انفطار (٨٢) آيهء ٨.