بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٦٢ - نامعلومى عاقبت كار
از طرفى هم نبايد به خود مغرورانه جرأت تكرار گناه داد؛ چون ممكن است در آينده در وجود بندهء گنهكار حالت شرمندگى پيدا شود و در سرّ ضمير خود با خدا رابطهاى ايجاد كند و توبه نمايد؛ همان توبهاى كه بعد از گناه وجههء آخرتى گناه را عوض مىكند. قرآن مىفرمايد:
منْ تاب و آمن و عمِل صالِحاً فأُولئِك...؛ [١] كسانى كه توبه كردند و ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، خداوند سيئات آنها را به حسنات مبدّل مىكند.
به نظر مىآيد سيئه يعنى آن اثر بد گناه و آن كدورتى كه در باطن پديد آمده است و به سبب توبه و شرمندگى بعد از گناه (كه سيئه و بدى و پليدى است) از بين مىرود؛ مثلا در قضيه كربلا، شايد اگر حر ابن يزيد رياحى مىگذاشت امام حسين (ع) برگردد، ماجرا به شهادت امام و يارانش منتهى نمىشد و توبهء حرّ و شرمندگى و حال معنوى او اگر در خانه مىنشست به دست نمىآمد؛ بلكه اين صفا را در كربلا پيدا كرد و پس از توبه، سيئات او به حسنات مبدّل شد. به قول حافظ:
ترسم كه روز حشر عنان در عنان رود تسبيحِ شيخ و خِرقهء رندِ شرابخوار
يعنى عاقبت كار معلوم نيست و نمىتوان گفت كه حتما شيخ تسبيح به دست عبادتگزار به بهشت مىرود و رند شرابخوار به جهنم. البته نمىخواهيم به گناهكار دل و جرأت بدهيم كه او با آن نمازخوان فرقى ندارد؛ بلكه مىگوييم آينده و عاقبت كار نامعلوم است. قرآن مىفرمايد قضاوت را براى خدا بگذاريد:
فلا تُزكُّوا أنْفُسكُمْ هُو أعْلمُ بِمنِ اِتّقى؛ [٢] خويش را نستاييد (پاك نشمريد). خدا داناست به كسى كه پرهيزكار است.
در سوره نساء هم در مقام توبيخ كسانى كه خود را پاك و بىگناه مىشمارند، مىفرمايد:
[١] فرقان (٢٥) آيهء ٧٠.
[٢] نجم (٥٣) آيهء ٣٢.