بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢١٠ - غرور در قرآن
انجام دهد. چنين كسى به توبه و جبران بسيار نزديكتر است و كمتر گناه مىكند تا كسى كه گناه را با ميل دل و به اقتضاى غضب يا شهوت خود مرتكب مىشود و بر آن صحّه مىگذارد و آن را توجيه مىكند. اين حالت، در اصطلاح همان غرور و خودفريبى است. بسيارى از اشخاص، با توجه به قبح و زشتى عمل با هزاران توجيه و حيله و كلاه شرعى يا عرفى آن را انجام مىدهند و به خود اطمينان كاذب مىدهند كه اشكالى ندارد. اين همان روحيهاى است كه طبق آيات ١٢ تا ١٥ سوره حديد بيشتر منافقان از آن برخوردارند؛ چون آنها با ظاهرسازى و چهرهاى حق به جانب، مرتكب اعمال خلاف مىشوند و اينگونه اشخاص بيشتر وارد صحنه گناه مىشوند و با توجيهات كاذب به خود دل و جرأت معصيت مىدهند. بدين جهت، خداوند به پيامبر فرمود از اهل كتاب نترس؛ از منافقان بترس كه اعمال ناصحيح خود را صحيح جلوه مىدهند؛ مانند ابن ملجم مرادى كه با اين توجيه كه كشتن على (ع) در بهترين شب، يعنى شب قدر، عبادت و خدمت به امت است، براى رسيدن به اميال و وعدههايى پر زرق و برق دنيا، دست به بزرگترين جنايت زد.
مرحوم نراقى در جامع السعادات رواياتى را در مذمت غرور نقل مىكند؛ از جمله از رسول اكرم (ص) روايت مىكند كه:
حبّذا نوم الاكياس و فطرهم، كيف يغبنون سهر الحمقى و اجتهادهم، و لمثقال ذرة من صاحب تقوى و يقين افضل من ملأ الارض من المغترين. [١] بنابراين مغرور كسى است كه كار ناروايى را براساس خواهشهاى نفسانى انجام دهد، به اين گمان كه آن اشكالى ندارد و هرچه ديگران به او هشدار و تذكر دهند و خود هم متوجه اشتباهش باشد، از عمل خود دست برندارد و فريب شيطان و نفس اماره را بخورد.
قبل از بيان مصاديق غرور، بعضى از آيات مربوط به مذمّت غرور بررسى مىكنيم.
[١] جامع السعادات، ج ٣، ص ٥.