بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٩٤ - رهبانيّت
فرزندانت رحم نكردى؟ مىپندارى خداوند پاكيزهها را براى تو حلال كرده، اما نمىخواهد تو از آن بهرهمند شوى؟ تو كوچكتر و پستتر از آنى كه ذات پاكش نعمتى را بر تو حلال كند و تو از آن روگردان شوى.
قال: يا امير المؤمنين، هذا انت فى خشونة ملبسك و جشوبة مأكلك! قال ويحك، انّى لست كأنت، انّ الله تعالى فرض على ائمة العدل (الحق) ان يقدّروا انفسهم بضعفة الناس، كي لا يتبيّغ بالفقير فقره؛ [١] عاصم گفت: اى امير المؤمنان، كار و وضع زندگى من، مانند تو است كه جامهات خشن و طعامت ناگوار است و تلخ و بىمزه. حضرت على (ع) در جواب فرمود: واى بر تو، من هرگز به سان تو نيستم؛ زيرا پروردگار بر پيشوايان حق و عدالت واجب كرده خود را با ضعيفان و مردمان تهيدست برابر قرار دهند تا ندارى فقير و تهيدستى، آنان را از پا درنياورد و با تأسّى به پيشوايان همسطح خود، پريشان نگردند.
افرادى مثل عاصم بن زياد برخلاف برادرش علاء، كه تظاهر به زهد مىكرد و از زندگى اشرافى برخوردار بود، وقتى صحبت از زهد و توكل و بىميلى به دنيا مىشد، اينطور مىفهميد كه بايد به طور كلى دنيا را ترك كند و دست به سياه و سفيد آن نگذارد، وگرنه دنياپرست است و زاهد نخواهد بود. اينگونه افراد با تفسير و برداشت غلط از رهبانيّت، گوشهگيرى را اختيار كردند و با محروم ساختن خود از نعمتهاى خدادادى، نصيب خود از دنيا را ترك كردند و پنداشتند از اين راه مىتوانند بيشتر به خدا تقرّب پيدا كنند.
رهبانيّت
قرآن مىفرمايد:
و جعلْنا فِي قُلُوبِ الّذِين اِتّبعُوهُ رأْفةً و رحْمةً و رهْبانِيّةً اِبْتدعُوها ما كتبْناها عليْهِمْ إِلاّ
[١] نهج البلاغه، خطبه ٢٠٩.