بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٩٢ - امام صادق (ع) و سفيان ثورى
او پرسيد كه خليفه (عمر) چه افرادى را مىپسندد؟ گفت: هرچه لباسهاى تو كهنهتر و مندرستر باشد، خليفه بهتر مىپسندد. ايشان هم چنين لباسى را پوشيد و به مجلسى كه بقيهء فرمانداران بودند، وارد شد. نگاه عمر به علاء افتاد و او نظرش را بيشتر به خود جلب كرد. آبگوشت شتر نيز تهيه شده بود كه چون فرمانداران به غذاهاى اشرافى عادت كرده بودند، نمىتوانستند از آن بخورند؛ ولى علاء بن زياد در حضور خليفهء دوم غذا را با اشتها و ميل تمام خورد. از اين جهت او باعث جلب نظر خليفه واقع شد و مىگويند عمر او را صدا زد و سؤالاتى از او كرد، از جمله گفت هزينه زندگى تو ماهيانه چقدر است؟ وقتى گفت فلان مقدار، خليفه گفت: زياد است، و بعد از آن به جز علاء ديگر فرمانداران را عزل كرد. حالا همين شخص در زمان امير المؤمنين (ع)، يكى از افراد ثروتمند بود كه وقتى مريض شد، آن حضرت به عيادتش رفت. ديد خانه بزرگ و پروسعتى دارد به او فرمودند:
ما كنت تصنع بسعة هذه الدار، و انت اليها فى الآخرة كنت احوج؟ بلى و ان شئت بلغت بها الآخرة، تقرى فيها الضيف و تصل فيها الرّحم، و تطلع منها الحقوق مطالعها فاذا انت قد بلغت بها الآخرة؛ با چنين دولتسرايى عظيم، در دنيا چه مىكنى؟ و حال آنكه تو به آن در جهان آخرت بسى نيازمندترى. اگر پنداشتى كه با چنين كاخ پهناورى به عرصهء فراخ و شكوهمند آخرت واصل خواهى شد، پس در خانه را بگشاى و مقدم ميهمان را عزيز دار (فقرا را ميهمان كن) و با خويشان و نزديكان در آن صلهء رحم نما و از اين خانه، حقوق دينى و زكات اسلامى را كه واجب است به كسانى كه مستحق و نيازمندند، ادا كن كه اگر چنين كنى، به آن سراى جاويدان رسيدهاى.
در اين ملاقات على (ع) سخنان بسيار جالبى را به علاء بن زياد به عنوان يك مسئول حكومتى تذكر داد كه هشدار و سرمشقى است براى همه كسانى كه از