بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٩٠ - امام صادق (ع) و سفيان ثورى
ثبت و ضبط بوده، نبايد از اقبال و روى آوردن دنيا و امكانات ظاهرى و زيور و زينت زودگذر آن، چندان خوشحال و خرسند شود كه خود را فراموش كند و با غرور و خودپسندى از خدا و بندگان او فاصله بگيرد و هر نعمتى را از خود پندارد؛ و همچنين براى از دست رفتن نعمتها و كمى و زيادى آنها و فقر و غنى، نبايد غصهدار شود.
زهد منفى و محمّد بن منكدر
در مورد معناى بىميلى به دنيا و زهد، عدهاى به خطا رفتند و به جاى استفاده صحيح از نعمتهاى جهان هستى، بهطور كلى تارك دنيا و زندگى جمعى شدند و به كارهاى دنيا نپرداختند. اين طرز تفكر كمكم اوج گرفت و يك فرقهء زندهپوش پديد آمد كه رسما در مقابل ائمه اطهار (ع) جبههگيرى مىكردند و اشكال و ايراد مىگرفتند. شايد بارها شنيده باشيد كه شخصى به نام محمد بن منكدر، كه در زمان امام باقر (ع) از متصوفه اهل سنت بود، يك روز هنگام ظهر ديد كه امام (ع) به همراه غلامان، در هواى گرم و آفتابى، براى رسيدگى به املاك زراعتى خود به مزرعه مىرود. اين شخص به خيال خود درصدد نصيحت امام باقر (ع) برمىآيد و به آن حضرت عرض مىكند: يا ابن رسول الله، اگر ملك الموت در اين حال شما را قبض روح كند، در چه حالى خواهيد مرد؟ امام جواب مىدهند: در حال عبادتى از عبادتهاى خداوند؛ زيرا من به مال و املاك خود رسيدگى مىكنم و زراعت مىنمايم تا محتاج به تو و ديگران نباشم.
امام صادق (ع) و سفيان ثورى
نظير اين قضيه را سفيان ثورى از متصوّفهء اهل سنت با امام صادق (ع) داشت. او وقتى مىبيند آن حضرت لباسهاى نظيف و زيبا پوشيده است، ايراد مىگيرد كه