بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٨٨ - زهد از نگاه امير المؤمنين (ع) و پيامبر (ص)
با نيروى بىميلى و عدم دلبستگى به لذايذ دنيا است كه انسان مىتواند موانع بزرگ را از سر راه دين و اجراى دستورهاى اسلام بردارد.
در روايت ديگرى مىفرمايد:
ليس الزّهد فى الدّنيا باضاعة المال و لا تحريم الحلال؛ زهد به ضايع كردن مال و حرام قرار دادن حلال نيست. بل الزّهد ان لا تكون بما فى يدك اوثق منك بما فى يد الله عز و جلّ؛[١] بلكه زهد به اين است كه اعتماد و اطمينانت به آنچه دارى، از آنچه پيش خداست، بيشتر نباشد». وثوق تو به امكانات دنيا از قبيل مال، مقام و شهرت، بيشتر از چيزى نباشد كه خدا برايت قرار داده است؛ مثلا اگر در راه خدا از جان خود گذشتى، در آخرت به لقاء الله مىپيوندى و اگر علاقهات به حفظ جان و آسايش تن، بيشتر از لقاء الله باشد، اين خلاف زهد است.
پيامبر (ص) هم فرموده است: الرّغبة فى الدّنيا تكثر الهمّ و الحزن و الزّهد فى الدّنيا يريح القلب و البدن.
ميل و رغبت به دنيا اندوه و غم را از ياد مىكند و بىميلى به دنيا قلب و بدن را راحت مىكند.
در حديث ديگرى رسول خدا (ص) فرمود: انّ صلاح اوّل هذه الامّة بالزّهد و اليقين و هلاك آخرها بالشّح و الامل. [٢] به راستى مصلحت اول اين امت زهد و يقين است و نابودى آخر آن حرص و آرزو است.
على (ع) در نهج البلاغه مىفرمايد:
الزّهد كلّه بين كلمتين من القرآن. «لِكيْلا تأْسوْا على ما فاتكُمْ و لا تفْرحُوا بِما آتاكُمْ»؛ زهد بين دو كلمه از قرآن است كه مىفرمايد: ما أصاب مِنْ مُصِيبةٍ فِي
[١] همان، باب ٦٢، استحباب الزهد، ح ١٣.
[٢] خصال صدوق، ص ٣٨.