بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٦٧ - مراحل عمر در دنيا
شده و مىخواهد با كودكان بازى كند. «لهو» آن شهوتهايى است كه انسان را به سمت غفلت مىبرد، مثل بچه كه پول به او دادهاند تا برود گوشت بخرد. بعد مىبينند كه او با بچهها مشغول خاكبازى است و اصلا از كارى كه داشته، غافل شده و در آخر كار، حتى پول را هم گم كرده است. اين همان لهو است كه به غفلت سپرى مىشود و مربوط است به تفريحات دوران نوجوانى، و در نتيجه از هدف اصلى باز مىماند. «و زينة» زينت وقتى است كه انسان مشغول آرايش لباس و سر و صورت خود مىشود و به زيور و زينت مىپردازد. اين مرحله بيشتر در دوران جوانى است. و تفاخُرٌ بيْنكُمْ: اين فخر و مباهات موقعى است كه انسان به خيال خودش عاقل شده است و به حسب و نسب و قوم و عشيره خود مباهات مىكند. و تكاثُرٌ فِي الْأمْوالِ و الْأوْلادِ و افزونطلبى در مال و اولاد كه بيشتر مربوط است به دوران پيرى و كهنسالى.
اينها مراحل زندگى معمولى دنيا است كه با صرفنظر از لذتها معنوى، مثل لذت از نماز، علم، احسان و عبادت، حيات دنيا خلاصه مىشود در همين مراحلى كه ذكر شد و عاقبت آن به تعبير قرآن: كمثلِ غيْثٍ، مانند بارانى است كه به وسيله آن صحراها سرسبز و خرم مىشود؛ به طورى كه زارعان را به شگفتى وامىدارد: أعْجب الْكُفّار نباتُهُ. به زارع چون دانهها را زير زمين مىپوشاند، كافر مىگويند و جمع آن كفّار است.
«ثُمّ يهِيجُ فتراهُ مُصْفرًّا»؛ پس اين گياه جنبوجوش و هيجان پيدا مىكند و به سرحد كمال مىرسد. /«فتراهُ مُصْفرًّا»؛ بعد مىبينى زرد شده است. «ثُمّ يكُونُ حُطاماً»؛ [١] پس از آن خشك مىشود و دور ريخته مىشود. اين مثل دنيا و مراحل آن است كه به تعبير اين آيه، زندگى دنيا جز متاع غرور و فريب، چيزى نيست.
[١] حديد (٥٧) آيهء ٢٠.