بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٤٣ - اخلاص امير المؤمنين (ع)
در زمان انداخت شمشير، آن على كرد او اندر غزايش كاهلى
گشت حيران آن مبارز زين عمل وز نمودن عفو و رحمت بىمحل
گفت: بر من تيغِ تيز افراشتى از چه افكندى مرا بگذاشتى
راز بگشا اى علىّ مرتضى اى پس سوء القضاء حُسن القضا
آنگاه مولوى از زبان على (ع) جواب مىدهد:
گفت: من تيغ از پى حق مىزنم بنده حقّم نه مأمور تنم
شير حقّم، نيستم شير هوا فعل من بر دِينِ من باشد گواه
چون خدو انداختى بر روى من نفس جنبيد، تبه شد خوىِ من
نيم بر حق شد و نيمى هوا شركت اندر كار حق نبود روا[١]
مىگويند علت اينكه پيامبر (ص) فرمود:
ضربة علىّ يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين؛[٢] ضربت شمشير على (ع) روز جنگ خندق (احزاب) از عبادت جن و انس برتر است.
اين است كه عمل على (ع) علاوه بر اينكه حسن فعلى داشت و به مورد بود، حسن فاعلى يعنى اخلاص و پاكى نيت هم داشت.
انسانى كه همه كارهاى او براى خداست، هواپرستى و خواستههاى نفسانى را كنار مىزند و آنها حجاب درك حقايق و تأثير دانستنيها نمىشوند. مسلما اگر ما به آنچه مىدانيم، عمل مىكرديم و تعصب و غفلت و شهوت و هواى نفس مانع نمىشد، دنيا گلستان مىشد. اين معنى مسلّم است كه هرگاه هواهاى نفسانى كنار برود، عقل و وجدان و معلومات ذهنىمان جلاى بيشترى پيدا مىكنند.
گاهى بر روى چراغ و لامپ هزار ولتى، غبار نشسته و مانع مىشود تا به
[١] مثنوى معنوى، دفتر اول، ص ١٦٥.
[٢]. بحار الانوار، ج ٢٠، ص ٢١٦ و مستدرك حاكم، ج ٣٠، ص ٣٢.