بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٤١ - غلبهء احساسات مانع درك حقايق
و روزه را خالص براى خدا قرار نمىدهند، نتيجهاى از روزهء خود غير از گرسنگى و تشنگى نمىگيرد؛ اما خوشا به حال انسانهاى دانا و زيرك كه آگاهانه خدا را عبادت مىكنند و نماز و روزهشان براى رضاى خدا و از سر عشق و رضا و بىريايى است و خواب و افطارشان، خوش و پسنديده است.
غلبهء احساسات مانع درك حقايق
وقتى تمام كارهاى ما حتى غذا خوردن و لباس پوشيدن به منظور انجام وظيفه باشد، عملمان مىشود لله و اگر در زندگى هواها و ميلها در بين نباشد، خواص معنوى بسيارى دارد. وقتى گرفتار ميل دل خود نباشيم، دانستنيهاى ما اثر دارد؛ زيرا ما بسيارى وقتها هست كه گناهى مىكنيم و بعد پشيمان مىشويم و توبه مىكنيم و آن وقت كه مرتكب گناه و معصيت شديم، بدين جهت نبود كه نمىدانستيم عمل ما حرام است؛ بلكه علت آن اين بود كه در آن شرايط، دانستن و علم ما نقشى ندارد؛ زيرا مانعى مثل غلبه احساسات در كار بود كه جلو چشم عقل را گرفت و نگذاشت به دانسته خود ترتيب اثر دهيم؛ اما وقتى كه شرايط عادى شد و به خود آمديم و دربارهء نتايج سوء عمل خود فكر كرديم، پشيمان مىشويم و توبه مىكنيم. اينجا است كه هواى نفس و خواهش دل كه مانع و حجاب بود از بين مىرود و علم و آگاهى ما به حرام بودن عمل تأثير مىكند؛ مثل اينكه كسى به ما توهين مىكند و ما هم با عصبانيت به او اهانت مىكنيم و ناسزا مىگوييم، ولى بعد از آنكه رفتهرفته عصبانيت ما برطرف شد، با خود مىگوييم عجب اگر طرف مقابل ناسزا گفت، ما نمىبايست مانند او رفتار مىكرديم و آنگاه به اين نتيجه مىرسيم: «در عفو لذتى است كه در انتقام نيست». علت اين پشيمانى اين نيست كه در اين فاصله كسى به ما چيزى را آموخت؛ بلكه علت اين است كه تا به حال غلبه احساسات و عصبانيت مانع درك حقيقت بود و در واقع، اين مطالب را قبلا