بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٢٥ - تفاوت مسلكها
نتيجه تفاوتهاى بسيارى داشته باشند. مكتب اول بيشتر به حق اجتماعى و جنبههايى دنيايى نظر دارد، مكتب دوم به حق واقعى و كمال حقيقى كه سبب سعادت اخروى است توجه مىدهد، و مكتب سوم به حقّ مطلق، يعنى خدا و محبت او، دعوت مىكند. طريقه سوم انسان را چنان در مسير بندگى خالص قرار مىدهد كه با شناخت حقيقى خدا ما سوا را هيچ مىبيند و كارى براى غير او انجام نمىدهد. البته عشق و محبت، كه زيربناى مسلك سوم است، انسان را به امورى مثل شهادت، ايثار... وامىدارد كه چه بسا عقل اجتماعى آن را نپسندد؛ چون عقل محدود، كه بىخبر از عالم عشق و عرفان و محبّت است، بيشتر، مسائل را از جهت منافع دنيايى يا آخرتى آن ملاحظه مىكند و دوست دارد كارش را ديگران ببينند و تعريف كنند و يا در آخرت پاداش دهند.
بد نيست خاطرهاى از دوران كودكى نقل كنم. نابينايى در مسجد جامع نجفآباد مىنشست. روزى من سه شاهى در دست او گذاشتم. بعد با خود گفتم اينكه نفهميد، من چقدر پول به او دادهام بايد به او بگويم و به همين دليل، هر روز به او مىگفتم من بودم كه سه شاهى به تو دادم.
حالا اگر شخصى كور باشد و خدمت ما را نفهمد، فكر مىكنيم اين عاقلانه نيست؛ چون ما مىخواهيم در بين مردم در اجتماع نام و نشانى داشته باشيم؛ ولى اگر نظر دنيايى نداشته باشيم، بسيارى از كارها لغو خواهد بود. پس حساب عشق و محبّت، از عقل جداست و چه بسا بسيارى از كارها را عقل تصويب نكند اما عشق آنها را بپسندد.
مىگويند شخص بخيلى بود كه يك شب با خود گفت دندان بر سر جگر بگذارم و چيزى بخرم. رفت و كلّهپاچه خريد و آن را با خانواده خوردند. سپس استخوانهاى آن را در خانه گذاشت تا همه بدانند كه او چه خورده است. همسايه اين مرد، كه از او خسيستر بود، استخوانها را برداشت و پشت