بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٢٢ - سلطهء حقيقى خداوند
هر امر اعتبارى از يك امر حقيقى سر برمىآورد؛ مثلا اينكه به انسان شجاع، شير مىگوييم، اين از باب تشبيه و اعتبار است، يا اينكه سپاهيان تحت امر فرمانده، تحت سلطه او قرار دارند؛ در حالى كه سلطه او حقيقى نيست؛ زيرا لشكريان مىتوانند با يكديگر تبانى كنند و از فرمانده اطاعت نكنند. اما اعضا و جوارح نمىتوانند با يكديگر توافق كنند كه از سلطهء انسان بيرون روند؛ چون در اينجا سلطهء انسان، حقيقى و تكوينى است. اين در حالى است كه ارتباط ما با كتاب اعتبارى و قراردادى است؛ هرچند مىگوييم اين كتاب من است.
امّا فرمانروايى و سلطه خداوند بر عالم هستى و موجودات آن، حقيقى و واقعى است؛ چنانكه قرآن مىفرمايد: أنّ الْقُوّة لِلّهِ جمِيعاً؛ [١] و يا: إِنِ الْحُكْمُ إِلاّ لِلّهِ. [٢] اين «لله» بودن نظر به ملك و حكومت حقيقى خدا دارد نه اعتبارى، و تمام عالم اشعهء وجودى او هستند. شاعرى به اين معنا اشاره كرده، مىگويد:
چون نور كه از مهر جدا هست و جدا نيست عالم همه انوار خدا هست و خدا نيست
قرآن مىفرمايد:
و لنبْلُونّكُمْ بِشيْءٍ مِن الْخوْفِ و الْجُوعِ و نقْصٍ مِن الْأمْوالِ و الْأنْفُسِ و الثّمراتِ و بشِّرِ الصّابِرِين `الّذِين إِذا أصابتْهُمْ مُصِيبةٌ قالُوا إِنّا لِلّهِ و إِنّا إِليْهِ راجِعُون؛ قطعا همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى و كاهش در مالها و جانها و ميوهها آزمايش مىكنيم و به صابران بشارت بده؛ آنها كه هرگاه مصيبتى به ايشان مىرسد، مىگويند: ما از آن خداييم و به سوى او باز مىگرديم.
كسانى كه هدفشان عشق و محبت خداست، در مقام صبر و براى دلدارى
[١]. بقره (٢) آيهء ١٦٥.
[٢] انعام (٦) آيهء ٥٧.
[٣] بقره (٢) آيات ٥٥ و ٥٦.