بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٠٦ - اراده و اختيار انسان از اسباب عالم است
شعور و فكر ما همه از حقتعالى است و اگر عنايت پروردگار نبود، اين توفيقات و اسباب را نداشتيم.
جواب اشكال دوم: شبههء دوم اين بود كه وعدهء اجر و پاداش اخروى سبب مىشود كه انسان به دنياى خود نپردازد و مقصد غير اهم و پايينتر را كه دنيا است، رها كند و كار را براى هدف و مقصد عالىتر كه آخرت است، انجام دهد؛ در نتيجه، باعث عقبافتادگى در دنيا و تنبلى در كار دنيا مىشود.
منشأ اين شبهه از اينجا است كه برنامهء دين به درستى تبيين نشده است. به طور خلاصه، دين مىگويد وجود و زندگى ما از مبدئى شروع شده است؛ يعنى خالقى ما را به وجود آورده است. از جمله مراحل وجودى ما همين مرحله فعلى است كه از هنگام تولد تا زمان مرگ را شامل مىشود و سپس زندگى انسانها در اينجا با معاد پايان مىپذيرد. به عبارت ديگر، وجود ما از سوى خدا طى مراحلى، تكامل يافته تا به وضع كنونى رسيده و اكنون موجودى با شعور هستيم كه زندگى خود را با علم و شعور خود برنامهريزى مىكنيم. البته مرحله قبل از تولد و نيز بعضى از مراحل بعد از به دنيا آمدن، در اختيار ما نبوده است. مراحلى چون: رشد تدريجى، دندان درآوردن، يافتن قوهء عقل و... خارج از اختيار ما بوده است؛ اما فراگيرى علم، آموختن صنعت و كسب فضايل از امورى است كه بايد به علم و اختيار و اراده خودمان تنظيم شود و در هر مرحلهاى بايد چنان برنامهريزى كنيم كه زمينهساز مرحله بعد و متناسب با آن باشد و از نتيجه و ثمره مرحله قبل، در مراحل بعدى بهرهبردارى كنيم و چون هر مرحلهاى از عمر متصل به مراحل بعدى است، لازم است در دوران نوجوانى خود را آماده كنيم براى جوانى، و در جوانى خود را براى ميانسالى و سپس براى مرحله پيرى و كهنسالى آماده سازيم. اما اينكه مىگوييم انسان از الآن به فكر آينده باشد و براى عاقبت خود تلاش كند، بدين معنا نيست كه او