بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٠٥ - اراده و اختيار انسان از اسباب عالم است
تقدير الهى اين امر مقدّر شده كه هر فرد و جامعهاى بايد اهل كوشش باشد. قرآن مىفرمايد: «ليْس لِلْإِنْسانِ إِلاّ ما سعى» [١] نيست براى انسان، مگر نتيجه كار و تلاش او»
اين آيه شريف مىفهماند كه سعى و تلاش انسان براى رسيدن به هدف و نتيجه، يكى از اسباب مهم عالم هستى است. پس كوشش كردن براى رسيدن به نتيجه، خود از احكام الهى و از جمله مقدرات عالم است؛ همچنين اگر مىگوييم كه علم باعث سرافرازى، و فداكارى باعث پيروزى و سربلندى است، اين نيز به معناى رضا و قضاى الهى است.
وقتى ما اراده و مشيت خود را دخيل در امور دانستيم، بايد به اين نكته توجه كنيم تا دچار غرور نشويم و آن اينكه بين ميليونها سلسله علل و اسباب آن، يك جزء بسيار كوچك آن به دست ما است. به عنوان مثال، يكى از علل بسيار ناچيز تشكيل همين مجلس درس و اين گفت و شنود در اين مكان، اراده ما است و اگر دقت كنيم، درمىيابيم كه علل بسيارى دست به دست هم دادهاند تا اين مجلس تشكيل شده است؛ اگر اجداد ما نبودند، اگر بنّاى اين محلّ درس نبود، اين مجلس درس ما هم نبود. پس بايد اين حقيقت را در نظر داشت كه حتى ارادهء ما، جزء ناچيزى از علل و اسباب عالم و وابسته به آنها است و همه اين اسباب در نهايت به اراده ذات بارىتعالى منتهى مىشود كه علة العلل همه امور است. بنابراين ما از خودمان هيچچيز نداريم و نبايد در خود احساس غرور كنيم. به قول ملاّى رومى:
ما چهايم اندر جهان پيچپيچ چون علف از خود چه دارد؟ هيچهيچ
بايد در عين اينكه اراده و كوشش خود را به حكم قضا و قدر الهى جزء علل و اسباب مىدانيم، متوجه باشيم كه اساس و منشأ تلاش و كوشش ما و اراده،
[١] نجم (٥٣) آيهء ٣٩.