کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٧٦ - بخش ١٥٥ نامه امير المؤمنين ع به شيعيان
خداى تعالى يافتند.
بخدا سوگند اگر تنها يك تن را كشته بودند خون ايشان و لشكريانشان بر من حلال بود زيرا كه آنان به كشته شدن كشتهشدهگان راضى بودند. بارى خداى جل جلاله شر بيشتر آنها را بر طرف كرد. گروه ستمگاران از رحمت حقتعالى دور باد! «طلحه» را «مروان» بضرب تير كشت. امّا «زبير». سخن رسول خدا ٦ را به او يادآورى كردم كه فرموده بود: «همانا كه با على جنگ خواهى كرد و در حق او ستمگرى خواهى نمود».
اما (عايشه) كه رسول مكرم ٦ او را ازين سفر منع فرموده بود آن را بياد او آوردم. از سر پشيمانى دست بدندان گزيد. «طلحه» وقتى به «ذاقار» وارد شد بر پاى خاست و خطبه خواند و گفت اى مردم در باره عثمان ما خطا كرديم و از آن رها نشويم و آن خطا را جبران نكنيم مگر كه خونخواهى او كنيم: «على» قاتل عثمان است و خون او بر گردن «على» است و او اينك با شكاك يمن و نصاراى قبيله «ربيعه» و منافقان قبيله «مضر» به «دارن» فرود آمده است.
وقتى اين سخنان «طلحه» و سخنان زشت از «زبير» بمن رسيد كس نزد آنان فرستادم و به حق «محمد» ٦ سوگندشان دادم كه آيا وقتى مصريان «عثمان» را محاصره كرده بودند شما با مصريان نزد من نيامديد و از من تقاضا نكرديد كه در قتل عثمان با شما همراهى كنم و آيا نگفتيد كه ما براى كشتن عثمان جز تو نيرويى و مددكارى نداريم؟ و تو خود مىدانى كه عثمان «ابو ذر» را از مدينه بيرون كرد و «عمار» را بقدرى زد كه به فتق مبتلا شد و «حكم بن ابى العاص» را پناه داد حالى كه رسول اكرم ٦ و