كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٣٢٦ - فلسفه
اينك دربارهى هر يك از اين شعب شرحى بيان مىداريم
اول- فلسفهى متافيزيك
متافيزيك علم بوجود است از حيث آنكه وجود است، علم به مبادى و علل اولى است، دانائى امر مطلق است، تلاشى است براى حل موضوعاتى كه در خارج از حدود تجربه مطرح مىشود.
فلسفهى متافيزيك شامل مباحث زير است:
١- گفتگو دربارهى ارزش و حدود معرفت يا بحث نقادى[١] كه شامل مذاهب و مطالب زير است:
الف- مذهب جزمى[٢] كه مىگويد انسان مىتواند هم عوارض محسوس و يا نفسانى را بشناسد و هم بر ذوات معرفت حاصل نمايد.
ب- مذهب نقادى[٣] كه مىگويد انسان فقط قادر است عوارض و نمودها را بشناسد و مسائل متافيزيك را تنها با ملاحظات اخلاقى مىتوان حل نمود.[٤]
ج- مذهب اصالت عمل[٥] كه مىگويد حقيقت مفيد بودن در عمل است، و يك انديشه هنگامى حقيقت دارد كه در عمل خود را مقيد نشان دهد.
د- مذهب تحققى[٦] كه مىگويد شناسائى امر مطلق غير ممكن است زيرا كه امر مطلق از دسترس ذهن انسان فرار مىكند و بايستى از مسائل ماوراء طبيعت همچون يك امر حلنشدنى دورى كرد و تنها عوارض نسبى مىتوانند موضوع علم قرار گيرند.
ه- مذهب شهودى[٧] كه مىگويد فقط بهوسيلهى اشراق مىتوان مسائل ماوراء طبيعت را حل كرد.
و- مذهب شكاكى[٨] كه مىگويد انسان به هيچ حقيقتى دسترسى ندارد.
ز- بحث دربارهى ارزش و حدود علم و موضوع حقيقت و خطا
٢- تحقيق در مورد شود يعنى علم وجود[٩] كه شامل مباحث زير
[١]-euqitirC
[٢]-emsitamgoD
[٣]-emsicitrC
[٤]- اين مذهب راemsivitaleR يا مذهب نسبى هم مىگويند.
[٥]-emsitamgarP
[٦]-emsivitisoP
[٧]-emtinoitiutnI
[٨]-emricitpecS
[٩]-eigalatnO