كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٩٤ - در رموز اسم اعظم
در رموز اسم اعظم
از مولانا شيخنا البهائى عطر الله مرقده و نور مضجعه
|
اى دو عالم به يك امر از تو تمام |
كائنات از توبه تنسيق و نظام |
|
|
هر چه برخاست از اين تسع بساط |
و آنچه پيداست از اين هفت رباط |
|
|
همه از جود تو دارند وجود |
پيش ذاتت بركوع و بسجود |
|
|
چون به هستى ز تو در آثاريم |
چشم بر لطف عميمت داريم |
|
|
نزد اهل خرد و اهل عيان |
حرف جيم و عدد اوست چو جان |
|
١٢٥٠
|
يعنى اسماء حروف ار نبود |
سر دعوات، مقرر نشود |
|
|
اثر اسم بهر اندازه |
گر بخوانند بهر آوازه |
|
|
هيچ شك نيست كه در اسرع حال |
به اجابت برسد بىاهمال |
|
|
گنج اسرار الهى حرف است |
گوهر مخزن شاهى حرف است[١] |
|
|
سى و شش حرف كه در گفت و شنيد |
كس به پايان رموزش نرسيد |
|
|
اثرش نامتناهى بدوام |
منتفع زو چه خواص و چه عوام |
|
|
شارع عالم خاص جبروت |
فاتح عالم ملك لاهوت |
|
|
سر ناسوت از آن در خطر است[٢] |
جان ملكوت از آن در حذر است |
|
|
نطق هر ذره از آن در قال است |
داند آن هر كه ز اهل حال است |
|
[١]- يعنى از حروف است.
[٢]- سر( بفتح سين و كسر راء).