كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٣٠٣ - بو على سينا
در حدود هيجدهمين مرحلهى گانى خود به معالجهى امير نوح بن منصور سامانى كه به سختى بيمار شده بود پرداخت و در آن امر توفيق يافت و نزد وى منزلت و تقرب بسيار حاصل كرد و در ازاى اين خدمت از امير درخواست كرد كه او را اجازه دهد تا از كتابخانهى بزرگ سلطنتى استفاده نمايد و نوح بن منصور موافقت كرد و چندى نگذشت كه كتابخانه طعمهى حريق گرديد.
بعضى مىگويند ابن سينا شخصا اقدام به آتش زدن كتابخانه نموده است تا كسى بعد از وى بر كتبى كه وى مطالعه نموده بود، دست نيابد.
پس از وفات امير نوح بن منصور و انقراض دولت سامانى، ابن سينا بخوارزم سفر كرد و نزديك به ده سال در آن ديار زيست نمود و بتحقيق و تأليف پرداخت.
پس از آن مدتى در تركستان و خراسان سرگران بود تا بالاخره در گرگان رحل اقامت افكند و به معالجه بيماران پرداخت.
چندى بعد برى رفت و مجد الدوله ديلمى را كه به بيمارى ماليخوليا دچار بود معالجه كرد و ضمنا رسالهى معاد را براى وى نوشت، و بعد از آن ديار بهمدان نزد شمس الدوله برادر مجد- الدوله سفر كرد و مرض قولنج وى را درمان بخشيد و به وزارت آن امير نايل آمد و مدت شش سال در اين مقام باقى بود و سپس از وزارت معزول گرديد و مدتى در توارى و انزوا گذرانيد تا اينكه در اواخر عمر به وزارت علاء الدوله پسر كاكويه رسيد و نيز سمت مشاور علمى و ادبى و طبيب مخصوص وى را يافت، و در اين مدت در روزهاى مخصوص در مجمعى متشكل از دانشمندان كه بامر علاء الدوله گرد مىآمدند حاضر مىگشت و با ايشان بمباحثات علمى و فلسفى مىپرداخت، پس از چندى در سفرى كه همراه علاء الدوله بهمدان رفت بمرض قولنج مبتلا گرديد و به علت همين بيمارى در حدود سال ٤٢٨ هجرى قمرى در آن شهر بدرود حيات گفت و به خاك سپرده گرديد.
بر سنگ قبر اين حكيم بزرگ ايرانى