كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٩٨ - در رموز اسم اعظم
|
گوهر از كان عمل بنمودم |
پرده از چهره او بگشودم |
|
|
مزد مردى كه از اين معدن خاص |
گوهرش را چو بيابد بخواص |
|
|
عمل خير به بنياد كند |
از (بهائى) بدعا ياد كند |
|
|
غرض اينست كه ارباب طلب |
نبرند از پى مقصود تعب |
|
|
اين قواعد چو سراسر خوانند |
بهر ما فاتحهيى بر خوانند |
|
١٣٢٠
|
چون از اين اسم بيابند اثر |
نروند از ره انصاف بدر |
|
|
اى كه خواهى بودت عقل و عمل |
تا شود مشكل از اين علمت حل |
|
|
گوش جان باز كن و ديده دل |
تا كنم بهر تو حل اين مشكل |
|
|
گر ترا ميل بتقرير من است |
برگشا گوش كه وقت سخن است |
|
|
سخنم گوهر گوش دل كن |
گوهر گوش خرد حاصل كن |
|
|
اگر از علم ولى اللهى[١] |
بىتعلم سبقى مىخواهى |
|
|
بهر طلاب از اين نسخه ژرف |
كاملان راست در او چند شگرف |
|
|
من از اين طايفه دارم سبقى |
خواندهام در بر ايشان ورقى |
|
|
در رموزات كه فكرم جلى است |
از عطاهاى نبى و ولى است |
|
|
هست در مصحف ما بعد سه ميم |
در ميانهاى سور در حاميم |
|
١٣٣٠
|
عددش با سور قرآنى |
متساوى است اگر مىدانى |
|
|
هشت حرف است بترتيب و نظام |
بسط حرفيش چهل گشته تمام |
|
|
نقطهاش[٢] نوزده از روى جمل |
هست چون مدخل باسط بعمل |
|
|
اولش[٣] ميم و چهارم لام است |
سيمش شهره در اين ايام است |
|
|
طا بود آخر شش حرف در او |
گوش دل باز كنى گر نيكو |
|
|
در سه جا مصدر اسمش دال است |
در سر آيهيى از انفال است |
|
[١]- بنى الهى خ ل(.
[٢]- لفظيش خ ل،
[٣]- دومش خ ل.