كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ١٦٠ - تتمهى حكايت
ششم صادقان، هفتم عاشقان.
اين هفت مراتب كه تو شنيدى، همين مرتبهى اول با عالم است و باقى شش مراتب بفيض انوار الهى و تاييداتش با صوفيان است: ملا بابا جان چه خوش رباعى گفته است:
|
از شبنم عشق خاك عالم گل شد |
صد فتنه و شور در جهان حاصل شد |
|
|
چون عشق و خرد متفقا فال زدند |
يك قطره از آن چكيده، آنهم دل شد |
|
پس معلوم شد كه رتبهى عشق با صوفيان است و رتبهى عقل با عالمان، و هرجا كه عقل بساط چيده، عشق بىتكلف آن را پامال نموده و بر هم زده.
شعر
|
عاقل به كنار آب تا پل مىجست |
ديوانهى پابرهنه از آب گذشت |
|
عشق، فراز و نشيب و گرم و سرد ندارد و دور و نزديك نمىداند و اندك و بسيار و نفع و ضرر نشناسد.
اى گربه! حد و صفات ايشان زياده از اين است كه كسى بيان تواند نمود، چاره جز آن نيست كه دست طلب در دامن استاد ايشان زند و متابعت كند تا آنكه رتبهى وحدت وصال او را نصيب گردد، و الا در عمر خود كه در مدرسه بحث و تكرار از ضرب، يضرب، ضربا، ضربوا، ضربت، ضربتما، ضربتن و عبارت فهميدن او را سودى نباشد الا سرگردانى، زيرا كه راه عالم بسيار دورست و در نزد خداوند عالميان راه صوفيه را بسيار بسيار نزديك است كه بهر لمحة البصر مناظرهى جمال اللّه در نظر ديدهى عارف سالك و عاشق، تجلى و ظهور مىكند. اما يافتن اين مراتب همان نحو است كه قبل از اين مذكور شد و