كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٢٧٣ - ابراهيم
ابراهيم پس از سيرى ساختن دوران كودكى، بعوض اينكه رنگ محبط فاسد و زيستى خود را به خويشتن گيرد، در اثر فكر بلند و رأى صائب و نور وحى الهى دريافت كه پروردگار قابل ستايش يكى است و مانند ندارد، و آن پروردگار ساختهى دست بتتراش نيست بلكه واجب الجود است و خالق تمام موجودات مىباشد و بر سراسر جهان احاطه و سيطره دارد و يگانه و عالم و قادر وحى و مريد و مدرك و سميع و بصير و متكلم و صادق است.
و بتهائى كه مردم مىتراشند و مىپرستند، در مقابل قدرت و ارادهى خالق يكتا زبون و ناچيزند
آرى ابراهيم به دوستى و شناختن پروردگار يكتا از تاريكى كفر و جهل به روشنائى ايمان و دانش راه يافته بود.
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ.[١] خداست دوست آنان كه گرويدند، بيرون آورد ايشان را از تاريكيهاى كفر به روشنى ايمان»
و اين خواست خدا بود.
وَ لَقَدْ آتَيْنا إِبْراهِيمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا بِهِ عالِمِينَ.[٢] «و بتحقيق داديم ابراهيم را رشدش از پيش و بوديم به او دانايان»
بنابراين ابراهيم مصمم گرديد كه مردم غافل و گمراه بابل را بسوى خداى يكتا و قادر متعال رهنمون گردد
با اينكه ابراهيم قلبى آكنده از مهر الهى و ايمان كاملى بقدرت و عظمت پروردگار بزرگ داشت، ليكن خواهان بود كه حقايق بر وى آشكار شود و بدين ترتيب بصيرتش افزون گردد.
و با اينكه به برانگيخته شدن مردگان در سراى ديگر براى رسيدگى اعمال و كردار آنان مؤمن و معتقد بود، لكن مىخواست براى درك حقيقت رستاخيز بحجتى واضح دست يابد، ازاينروى از خداوند خود خواست كه به او نشان دهد
[١]- سورهى بقره، آيه ٢٥٨.
[٢]- سورهى انبياء، آيه ٥٢.