كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٢٠٣ - حكايت
موش گفت:
از چه جهت؟.
گربه گفت:
باين جهت كه زنان بكنه كارها نرسيدهاند و اگر تو را گفتهاند كه مهمانى نياور، تو را بايد كه مهمانى كنى و موافق حديث آنست كه بايد بر عكس آن كار كنى و من تو را خبر دهم كه هر كس بر عكس قول زنان كار نمايد در دنيا و آخرت صرفه كند.
و از آن جمله اينست:
حكايت
آوردهاند كه در زمان يزيد عليه ما عليه، لشكر جمع مىكردند كه به محاربهى امام حسين ٧ روند، خاصان خود را باطراف و جوانب مىفرستاد آنان كه صاحب شمشير بودند همه را مىخواند و بمنصب و حكومت وعده مىداد، از آن جمله مختار بن ابو عبيده ثقفى را كه يكى از صاحبان شمشير و شجاعت بود و مردم به او اعتقاد دلاورى داشتند.
پس در حالتى كه يزيد اسباب سفر و اسامى سركردگان قبيلهها را سياهه مىكرد، از آن جمله اسم مختار را نوشته بودند كه با جماعتى از كوفيان به سركردگى او بدعوى و جنگ امام حسين ٧ روند.
در حالتى كه آن جماعت را روانهى اطراف نمودند مختار يك روزى در پشت بام بود، زنش گفت:
اى مختار بسيار بلب بام آمدهيى بعقب رو كه مبادا بيفتى.