كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٢٩٦ - ايوب
فناپذير است نه ابدى، گذرنده است نه پايدار، و تنها معقولات ابدى و پايدار و حقيقى هستند[١]
*** ايوب-
در حدود يك قرن پيش از ابراهيم خليل، مردى در سرزمين عوض مىزيسته كه با وجود داشتن ثروت فراوان، ايام عمرش را در عبادت قادر متعال و كمك به بينوايان و درماندگان صرف مىنمود و در محافل روحانيان و جمع فرشتگان از ايمان راسخ و عبادت كامل وى سخن مىرفت و درودش مىفرستادند-. اين نمونهى تقوى و مظهر خداشناسى، ايوب نام داشت[٢]
شيطان كه هر لحظه در كمين صالحان نشسته تا هنگام فرصت به سياهچال گمراهى سرنگونشان سازد، كمر بست تا ايوب را از راه حق باز دارد و به ضلالت اندازد، ليكن هيهات!
پس بسراغ ايوب رفت و وى را مردى پارسا و با ايمان يافت كه پيوسته بذكر حق مشغول و هر لحظه بانفاق و امداد درويشان و خويشان كمر بسته است.
شيطان كوشش بسيار نمود تا شايد وى را براه خلاف كشد ليكن نه تنها سودى نبرد بلكه صد چندان بر خشمش افزون گرديد.
بدين سبب بحضور پروردگار شتافت و عرض كرد:
بندهى تو ايوب نه ترا بخاطر رسيدن به تو و از روى خلوص، عبادت و تقديس مىكند بلكه بخاطر آن نعمتهائيست كه به او ارزانى داشتهيى، بيا اين نعمت فراوان را از وى سلب كن تا خود ببينى كه چگونه تغيير خواهد يافت و دلش از اطاعت و زبانش از ذكر تو باز خواهد ايستاد!
خداى تعالى فرمود: آگاه باش كه بندهى من ايوب داراى ايمانى راسخ است و مرا تنها بخاطر من ستايش مىكند! و براى اينكه اين مطلب بر تو آشكار شود ترا بر مال وى مسلط كردم تا هر چه خواهى بكنى!.
[١]- براى اطلاع كامل از فلسفهى افلاطون باثر ديگر مصحح بنام بررسى فلسفهى يونان باستان مراجعه فرمائيد.
[٢]- اقتباس از كتاب ايوب، باب اول.