كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ١٩١ - حكايت
از اينجاست كه شيخ سعدى فرموده:
|
مكن تكيه بر ملك دنيا و پشت |
كه بسيار كس چون تو پرورد و كشت |
|
و در جاى ديگر فرموده:
|
جهان منزل راحتانديش نيست |
عدم يا وجودش دمى بيش نيست |
|
|
بسى سرو گل چهرهى لالهرنك |
كه خاكش گرفته در آغوش تنك |
|
|
بسى دانهى خاك مشكين كه مور |
برون آورد هر دم از خاك گور |
|
جماعتى در سعى و كار آخرت شدهاند كه بالكليه دست از دنيا بر داشتهاند و ايشان شب و روز در غم آخرت و پشيمانى از عملهاى ناشايسته موافق معنى آيهيى كه قبل از اين مذكور شد كه در دنيا رفاهيت نيست و موافق حديث: ترك الدنيا راس كل عبادة، ترك دنيا كردهاند و دست از كسب و كار و كشيده در گوشهيى معتكف شدهاند و اينكه از مال و اموال و نفس و هوا فارغ، و از دست مردم خلاص يافته در بقعهى عزلت نشينى و مغاره گزينى چنانكه شيخ سعدى گفته:
|
آنان كه بكنج عافيت بنشستند |
دندان سگ و دهان مردم بستند |
|
هر چند اسباب فراغت است و لكن مناسب حال امت حضرت رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم نيست، زيرا كه آن حضرت فرموده:
الحمد اللّه امت من مثل امتان پيشين در مغاره ساكن نمىشوند بىنان و توشه، گاه باشد كه دو روز يا سه روز مائده نرسد و آن مرد را صبر و توكل نرسد و دلش به وسوسه شيطان از راه رفته كافر گردد.
و ديگر آنكه ثواب عظيم و اجر بسيار و جزاى بيشمار در آن است كه كس با