كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ١٩٠ - حكايت
مال شأن شخص حريص است و گاه باشد كه كسى برنج و زحمت بسيار مال جمع كند، نخورد و نپوشد و صرف نكند بوجهى كه حظ نفسانى يافته باشد و چون بمرد و او را دفن كنند، حكام شرع بعنف وارث ذكور او را ارث بيشتر بدهند و قليلى كه بماند دختر حصهى خود را گرفته صرف شوهر كند و ياد از پدر نكند، گويا هرگز پدر نبوده، پسر نيز با مصاحبان بعيش و نوش با اوباش و اراذل صرف كند.
و گفتهاند:
|
تا نميرد يكى به ناكامى |
ديگرى شادكام ننشيند |
|
گاه باشد كه بيشترى از زنها، زر و زيور از مال پدر و شوهر اولى ذخيره كرده و برداشته شوهرى تازه نمايند و ترك فرزندان و ياران شوهر اولى را كرده بعيش و عشرت مشغول گردند.
پس ظاهر شد كه سعى در مال دنيا غفلت و حسرت و ندامت است و با اين همه آزارها و صدمات، بمصداق آيهى: فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ، در آخرت هم حساب باشد و آنچه را وارث بخلاف شرع و طرق نامشروع جمع نموده او را جواب بايد گفت و عقاب و عذاب بايد كشيد.
اى موش! اگر يقين اين معنى مىشد كه هر كس را عمر و زندگانى چه مقدارست، البته به اندازهى آن مال اندوخته نموده صرف مىكرد، پس چون اندازهى عمر و زندگانى تعيين نشده معهذا بسيار است كه كسى بصد زحمت به گرسنگى و برهنگى بسر برده روز و شب سعى كرده از براى آنكه خانه بسازد و زمين خريده باشد و خشت آورده بناى كارى مىكند كه ناگاه اجل دررسد و خشت خانه و عمارت را به لحد او بگذارند و يا تختهيى كه از براى در و پنجره و دروازه جمع كرده باشد، از آن براى او تابوت بسازند، يا اينكه خانه تمام شده كسى ديگر در او نشيند و زنش دست در گردن ديگرى مىكند.