كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٢٨٩ - آدم
از گلوى او جارى گرديد.
از آن زمان سنت قربانى جارى شد و مسلمانان نيز هر سال در آن سنت شركت مىكنند تا ماجراى اسماعيل را به ياد آرند و لطف خداى را سپاس گزارند.
پس از اين جريان، ابراهيم فرزند خود را وداع گفت و بديار خود بازگشت و بعدها گاهگاهى به ديدار وى مىرفت، تا اينكه بفرمان حق مأمور بناى كعبه در محل اقامت فرزند خود گشت و با كمك اسماعيل بناى آن خانه را كه جايگاه فرشتگان و قبلهى موحدين جهان و شمع فروزان مجمع خداپرستان است به پايان برد.
ابراهيم پس از صد و هفتاد و پنج سال زندگانى پرافتخار، بسراى جاودانى شتافت، و اسماعيل و اسحاق او را در باغ عفرون بن صرصر كنار آرامگاه ساره به خاك سپردند و مدفن او اكنون شهر خليل نام دارد.
سَلامٌ عَلى إِبْراهِيمَ[١] «درود پروردگار بر ابراهيم باد!».
*** آدم-
خداوند بزرگ ابتدا زمين را در مدت دو روز بيافريد و در آن كوههاى استوار قرار داد.[٢]
و چون زمين باير بود از آب هر چيز را حيات بخشيد[٣] و در مدت چهار روز خوردنىها و نيازمندىهاى سكنهى آن را تقدير كرد[٤] و بعد از آن آسمان را از مادهيى دودى شكل ايجاد كرد و در آن نيرها را قرار داد تا بر زمين روشنائى دهند.[٥]
خداوند در آسمان دو نير بزرگ ايجاد كرد، يكى نير اعظم براى سلطنت روز و ديگرى نير اصغر براى سلطنت شب و نيز ستارگان ديگر آفريد تا بر زمين روشنائى دهند، و سلطنت نمايند بر روز و بر شب؛ و روشنائى را از تاريكى جدا سازند.
و سپس جانورانى در آبها آفريد و
[١]- سورهى صافات، آيه ١٠٩.
[٢]- سورهى فصلت، آيه ٨ و صدر آيه ٩.
[٣]- سورهى انبياء، ذيل آيه ٣١.
[٤]- سورهى فصلت، ذيل آيه ٩.
[٥]- سورهى فصلت، صدر آيه ١٠ و وسط آيه ١١، و سفر پيدايش، باب اول.