كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٢٤٩ - حكايت
از اين جهت تابعين آنها بر حسب القاها و شطحات مصطلحه پيشوايان گوش و هوش و فؤاد ايشان (يعنى مريدان) عادت گرفته و هر ساعت شيطان با نفس ايشان در ساخته و يكى شده و آنها را از راه تقليد بمقام تعصب در آورده و از راه حقيقت و معرفت باز مىدارد و به تيه باطل و وادى گمراهى مىاندازد.
هرگاه چنين كسانى كه در عقل آنها ضعف باشد و مرتبهى دانش و علمشان ناقص، البته آنچه از آنها بظهور و بروز مىرسد همه باطل است.
طريق ديگر آنكه، جمعى از مردم مسلمان داراى صداقت و حسن نيت مىباشند و بر حسب ظاهر گوش بكلمات نصايحآميز ايشان داده كه نماز خوب و روزه و شب بيدارى خوب است و ذكر توحيد الهى سبب زيادتى ايمان و ايقان است و خود جماعت صوفيه ظاهرا در اين مسلك و ترتيب خود را ثابت و عامل مىنمايند و تابعين و مريدان بيچاره از كنه مقصد و اغراض باطنيه آنها كه جلب قلوب و منابع شخصيه مىباشد بىاطلاع و اصلا بىخبر، لهذا در دام اعتقاد و اخلاص به ايشان افتاده و يوما فيوما بر ارادت مىافزايند و انس مىگيرند و مرتبه مرتبه ايشان را فريب مىدهند تا آنكه تماما به دام مىافتند چنانكه صيادان كبوتر مىگيرند.
موش گفت:
اى شهريار! صفت و كيفيت صيادان هند و عراق را از براى من بيان فرما.
گربه گفت:
آوردهاند كه صيادان هند وقتىكه قصد شكار و صيد آهو دارند، آهو برهاى را بدست آورده و ريسمان درازى را بر دو شاخ او بسته و در مرغزار و صحراى سبز و خرم رها مىسازند، و او بمرام خود مىچرد و صيادان نيز در كمينگاه آن دشت و صحرا نشسته، چون آهوان ابناى جنس خود را به فراغ بال مىبينند كه مىچرد،