كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٢٢٤ - حكايت
او به مرتبهى اعلى رسيدند.
پس اى موش! بترس كه از مكر و تزوير دور باشى، چرا كه عاقبت سبب رسوائى و خجالت و شرمسارى است و اين نظر را از براى آن آوردم تا آگاه باشى و به مرتبهى انصاف راضى شوى.
موش گفت:
اى شهريار! من از اهل شرع نيستم كه باطن آن مرا بگيرد و لكن بر شما لازمست ملاحظه نمائى مبادا خلاف اين دانى كه اهل اللَّه با كرامتند بعد باطن اهل اللَّه تو را بگيرد.
گربه گفت
آن جماعت را كه تو اهل اللَّه مىدانى اهل شيطانند و خداوند عالميان فرموده است:
أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ.
پس هر كس مطابعت خدا و رسول بگذارد و متابعت غير اختيار كند البته او تابع شيطان و در دنيا و آخرت خجل، و پشيمانى مستوجب عذاب نيران است.
موش گفت:
اى شهريار! شما آنچه را بنده قبل از اين در باب صوفيه و كرامات ايشان بيان كردم همه را رد نموده دليل بطلان آنها را ظاهر و واضح نكردهيى بلكه از جاى ديگر نقلها مىكنى.
گربه گفت:
اى موش در خاطر دارى كه خرافات گفتى، پس گوش بدار و بشنو تا بطلان هر يك را براى تو بيان كنم.