كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٣٣٥
*** پنجم- معانى لغات
آئين- رسم و عادت، آرايش، زيب و زينت، دستور، روش.
ابرار- نيكان.
ابناء- فرزندان.
ابناء جنس- همنوعان.
ابداع- آفريدن، ايجاد.
ابدال- مردمان شريف، در اصطلاح عرفا اولياء اللّه.
ابطال- پهلوانان.
اثمار- ميوهها.
اجرام- جرمها، كالبدها، كنايه از ستارگان.
اديم- چرم دباغىشده، وظيفه و مستمرى، سفرهى چرمين.
ارامل- مستمندان.
اسطرلاب- آلتى است پهن و مدور كه بيشتر از برنج سازند و بدان ارتفاع آفتاب و ستارگان گيرند.
استقصاء- پژوهش عميق.
استطلاع- كسب اطلاع، آگاهى جستن.
اشاعت- رواج دادن.
اعتاق- آزاد كردن بنده.
آكندن- پر كردن،
الحاح- اصرار و پافشارى كردن.
اليم- دردناك.
التجا- پناه بردن.
امل- آرزو.
ايقان- بيقين دانستن.
بطال. كسى كه بسيار بر باطل است.
بعث- بر انگيختن.
بيختن- غربال كردن.
تأويل- بر گرداندن تفسير و توجيه.
تبرى- بيزارى جستن و بر كنار شدن.
تشنيع- زشت گردانيدن.
تقبيح- زشت شمردن.
تلميذ- شاگرد.
هيد- گستردن و آماده كردن.
تمتع- برخوردارى.
حريت- آزادگى.
حطام- ريزهى كاه، كنايه از مال