كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٢٤٥ - حكايت
و فرستادن پيغمبران و كتابها و نقل قصص پيشينيان و اندازه تهديد و وعيد و امر و نهى و منع از نامشروع و ناشايسته از براى اين است كه هر كس بالغ و عاقل و مكلف بوده باشد متابعت امور شرع رسول خدا و اقوال علماى دين مبين نموده براه ضلالت شيطانى گمراه نگردد، و هر كس كه متابعت هوا و هوس كند و پيروى شيطان نمايد هرآينه مستوجب عذاب الهى بوده حيران و سرگردان بوده باشد.
اى موش! اگر شخصى را گويند كافر است و خود آن شخص مسلمان باشد بگفتن مردمان كافر نمىشود و هرگاه كافرى را مؤمن نام برند باين نام نهادن او از كفر پاك نخواهد شد.
و همچنين در ميان مردم بسيار باشد كه شخصى را فلان خان و فلان سلطان اسم گذارند و حال اينكه داراى آن اسم گرسنه و برهنه باشد.
و همچنين بسيار كس مىشود داراى مال و نعمت است و او را باسم و لقب بسيط و سهلى خوانند.
پس در اين صورت معلوم شد كه اسم را بفعلى كار نيست، اما مىبايد آن شخص كه ترقى مىكند باسم خوب و لقب خوب فراخور آن اسم و لقب كارى و فعلى كند كه شايستهى حال او باشد.
پس بنىآدم بايد چنين سلوك با مردم نمايد كه از گفتن و شنيدن و نشستن و برخواستن نقصى بر او وارد نيايد و از منهيات و محرمات اجتناب نمايد.
پس اى موش! صوفى اسمى است بمعنى صاف بناء عليه، اگر كسى در عبوديت از عيوبات دينى صاف و بىغش و تابع شرع شريف بوده باشد از اين بهتر و خوبتر چه باشد؟. و اگر جاهل و نادان و گمراه بوده باشد و گويد من صوفيم دروغ گوئى و تهمت نموده و خائب و خاسر خواهد بود.