ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٩٨
دست خود اموال خود را به رسول خدا واگذارند) خدا اموال بنى النضير را خالصه پيغمبر نمود تا هر چه خواهد عمل كند، و پيغمبر آن را ميان مهاجرين تقسيم كرد و به انصار نداد جز به سه كسى كه كار به دست بودند در مورد اين اموال، ابو دجانه و سهل بن حنيف و حارث بن صمه «و خدا بر هر چه توانا است» سپس خدا حكم غنيمت را بيان كرده و فرموده «آنچه خدا غنيمت دهد به رسولش از اهل قرى» يعنى از اموال كفار اهل قرى «پس آن از آن خدا است» به هر چه خواهد در آن شما را دستور دهد «و از رسول است» كه خدا ملك او كرده «و از ذى القربى است» يعنى اهل بيت رسول خدا و خويشان او از بنى هاشم «و از يتيمان و گدايان و ابن السبيل است» از خاندان پيغمبر، زيرا تقدير چنين است براى خويشان او و يتيمان خاندان او و گدايان و ابن السبيل آنان، و منهال بن عمرو از على بن الحسين (ع) روايت كرده است كه به آن حضرت گفتم: قول خدا «ذَوِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ» يعنى چه؟ فرمود: خويشان ما و مساكين ما و ابن السبيل از ما، ولى همه فقهاء گفتهاند مقصود عموم يتيمانند و مساكين و ابن السبيل هم از عمومند، و از ائمه هم همين معنى روايت شده است نيز، محمد بن مسلم از امام باقر (ع) روايت كرده كه فرمود: پدرم مىفرمود: سهم خدا و رسول و ذى القربى مخصوص ما است و در سائر سهام هم با همه مردم شركت داريم، و ظاهر اين است كه حق آنها است چه توانگر باشند و چه بينوا، و اين قول شافعى است و بعضى گفتهاند غنيمت براى فقراء خويشان رسول خدا است كه بنى هاشم و بنى مطلب باشند، و از امام صادق (ع) روايت شده، فرمود: ما مردمى هستيم كه خدا طاعت ما را واجب كرده، و انفال از ما است، و برگزيده غنيمت از ما است، يعنى آنچه براى پيغمبر اختصاص مىدادند از چهار پايان فربه و كنيزان زيبا و جواهر كريمه و چيزهاى بىنظير، سپس خدا بيان كرده كه چرا چنين كرده و فرموده: «تا ثروت ميان توانگران شما