ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٠٩ - باب اشاره و نص بر ابى جعفر دوم امام محمد تقى(ع)
على شك را از دل خود بردار، پدرم جز من ندارد.
٤- حسين بن بشّار گويد: ابن قياما به ابى الحسن الرضا (ع) نامه نوشت و در ضمن گفت: چطور تو امامى با اين كه پسر و جانشين ندارى، امام رضا (ع) با چهره خشمگين به او جواب داد: تو از كجا مىدانى كه من پسر ندارم، به خدا روزگارى نگذرد جز آن كه خدا به من پسرى دهد كه به وسيله او فرق ميان حق و باطل نهد (ابن قياما همان حسين است كه واقفى مذهب بوده است).
٥- ابن ابى نصر گويد: ابن النجاشى به من گفت: بعد از سرور تو (امام رضا" ع") امام كيست؟ من دلم مىخواهد از او بپرسى تا من بدانم، من خدمت امام رضا (ع) رسيدم و به او خبر دادم گويد: به من فرمود: امام پسر من است، سپس فرمود: كسى جرات دارد بگويد: پسر من، و اولادى نداشته باشد؟.
٦- معمر بن خلّاد گويد: پس از ولادت ابى جعفر (محمد تقى" ع") نزد امام رضا (ع) چيزى مذاكره كرديم (در امر امامت) فرمود: چه نيازى به اين سخنها داريد؟ اين ابو جعفر است كه به جاى خود نشاندهام و جانشين خود كردهام.
٧- ابن قياما واسطى گويد: داخل شدم بر على بن موسى (ع) و بدو گفتم: آيا دو امام (در يك زمان) خواهند بود؟ فرمود نه جز