ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٢٣
ما وراء تعقل تعبير كرد چنانچه از نورى كه در عالم ماده از درون حجاب چيزها را مىنمايد به نور ما وراء بنفش تعبير مىكنند، مانند اشعه ايكس، و اين يك موهبت الهى است كه بر اثر استعداد كامل نفوس انبياء و اوصياء پديد مىشود.
٣) از اين بيانات معلوم شد كه طبق اخبار باب سه روح ايمان و قوت و شهوت يعنى ايمان جاندار و زنده و قوت جاندار و زنده و شهوت جاندار و زنده فقط در مؤمنان پاك و اصحاب ميمنه وجود دارد و باقى مردم با هر استعداد و هوش و هر مقام از سياستمدارى و صنعت و هنر تا اوج ماه و زهره و مريخ هم كه پرواز كنند از اين سه روح بىبهرهاند، يعنى تعقل دارند و عقيده و ايمان نسبت به چيزى در آنها به وجود مىآيد، ولى تعقل آنها روح ندارد، عاطفه دارند و بيم و اميد در آنها هست ولى عواطف آنها زنده و با روح نيست، شهوت دارند و بر اثر خواست خود تلاشهاى بىحد مىكنند ولى شهوت آنها زنده و با روح نيست، و روح ايمان و روح قوت و روح شهوت در نفوس زنده به ايمان و اخلاق برازنده وجود دارد و فاقد ايمان و اخلاق پاك و برازنده به هر مقامى برسد همان يك روح دارد كه آن روح عمومى و مدرج است، يعنى جنبش در زندگى مادى.
٤) اين سه روح ايمانى به اضافه آن روح قدسى كه چهار روح عاليه هستند هر كدام درجات بسيارى دارند كه از نظر روح ايمانى به ده درجه تقسيم شده است، و اين درجات متفاوته پايه تفاضل ميان انبياء و اوصياء و اصحاب ميمنه است چنانچه مىفرمايد (٢٥٣ سوره بقره): «اينها هستند رسولان خدا كه بعضى را بر بعضى برترى داديم» چنانچه در روحيه عمومى هم افراد بشر با هم بسيار تفاوت درجه دارند.
٥) نيروهاى تن انسان چون نيروى حس، نيروى گوارش، نيروى تنفس و ... و ... از هم جدايند، و طبق تحقيقات دانشمندان امروز هر كدام در