ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٧٤
١- رابطه دوستى و طرفدارى كه به مجرد كشته شدن عثمان و توجه عمومى به آن حضرت به وجود آمد و اين دو سر دسته دعوتكنندگان على به قبول زمام دارى بودند و طلحه اول كسى بود كه با آن حضرت بيعت كرد.
٢- دوران بروز اختلاف با آن حضرت كه به زودى آغاز شد و بروز اختلاف بر اثر مطامعى بود كه آن دو نفر داشتند، در دوران ابو بكر و عمر، اين دو تن از سران مهاجر بودند و احترام فراوان داشتند و پول فراوانى مىگرفتند در دوران عثمان كه بنى اميه بر كارها مسلط شدند و بيشترِ درآمدهاى حكومت اسلامى را به جيب مىزدند، اين دو تن هم در رأس بد گويان و انتقادكنندگان ادامه حكومت عثمان قرار گرفتند و چون در شوراى شش نفرى عمر كانديد خلافت شدند طمع خلافت هم روز به روز در مغز آنها قوت مىگرفت و در حكومت على (ع) مىخواستند به عنوان معاون و وزير وارد كار باشند و زمينه جانشينى پس از على را محرز كنند، حكومت عادله على و بحران اقتصادى اسلام بر اثر اختلافات و شورش و تهى شدن بيت المال آنها را از آن درآمدهاى سرشار محروم كرد و موضوع انحصار خلافت حَقَّه به خاندان عصمت كه على در نظر داشت جلو طمع آنها را در خلافت سد كرد و آغاز گله و اظهار خلاف نمودند و به زودى از على برگشتند و با عايشه پيوستند تا اينكه دوره- ٣- كه جبهه مخالفت علنى و جنگ بود پديدار شد، اين پيام مناسب با دوران دوم است كه هنوز طمع داشتند با آن حضرت توافقى حاصل كنند و يا در نهايت شدت جنگ جمل است كه از خود نوميد شده و به اين وسيله راه گريزى مىجستند. منظور على (ع) از استراحت او كاستن از خستگى و عصبانيتى است كه طبعاً در چنين شخصى شعلهور است و در اين حال نمىتواند توجه به حق و حقيقت داشته باشد و على (ع) مىخواست او را به وضع عادى وارد كند و او را ارشاد نمايد.