ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٨٨ - شرحها
٤- حفظ نظم و عدالت و دادگسترى و اتمام حجت بر مخالفان به وجهى كه كيفر آنان جائز باشد- حديث ٦.
بنا بر اين امام بايد حافظ احكام حقه دين باشد و داناى به واقع احكام و عارف به حق و باطل و ناظم عدل و داد، و لنگر امامت و پيشوائى بر امت دانش است و دادگسترى.
اگر امام در زمين نباشد دو فساد بر زمين طارى مىشود:
١- زمين اهل خود را فرو برد: نظم وجود او گسيخته گردد و درهم فرو ريزد و اهل آن هلاك شوند- روايت ١٠ و ١١ و ١٣.
٢- زمين پريشان و مضطرب گردد و آرامش و امنيت از اهل زمين برداشته شود چنانچه دريا نسبت به اهل خود هميشه در موج و اضطراب است و اين اضطراب و ناراحتى بر اثر ستم و فساد و جهالت است. مقصود از دومى يعنى آنكه بماند تا ديگرى بميرد و از اين عبارت همان مقصود تأخير موت حجت فهم مىشود. امامشناسى يك از اصول كليه تعليمات اسلام است و مايه سعادت و ادامه حقائق دين است.
امامت: به معنى رياست در امور دين و دنيا و مرجعيت در اجرائيات اسلام و تعليمات آن مورد اتفاق مسلمانان است و از روز وفات پيغمبر اسلام اين مطلب مسلّم بود كه جامعه اسلامى بدون وجود يك رهبر كافى نمىتواند بماند و همه مسلمانان در اين اصل متفق بودند و اختلاف در شخصيت صالح و برازنده اين كار بود، توده مردم روى اين اصل كلى سير كردند كه مى توانند از ميان صلحاء امت شخصى را انتخاب كنند و او را به رياست اسلام و جامعه مسلمانان بشناسند ولى با اينكه اين اصل بر خلاف بسيارى از تصريحات پيغمبر بود و موضوع دين و حقيقت كه در كار آمد انتخاب مردم نمىتواند شخصيت لائق را تعيين كند جبر تاريخ نشان داد كه اين عمل